معنی شمارش اجساد: تمام تعاریف، از اصطلاحات عامیانهی دوستیابی گرفته تا بازی و کریپتو، و اینکه چرا این اصطلاح همچنان بحثبرانگیز است
پنجشنبه گذشته من با پنج نفر سر شام بودم و یکی عبارت «شمارش اجساد» را جا انداخت. اتفاقی که بعدش افتاد واقعاً خندهدار بود. دوستم سارا فکر کرد که داریم درباره زندگی عاشقانهاش صحبت میکنیم و حالت تدافعی گرفت. مرد کناریاش که با وسواس وارزون بازی میکند، فکر کرد که داریم آمار کشتهها را مقایسه میکنیم. هماتاقیام که در سقوط FTX پول از دست داده بود، شروع به فهرست کردن پروژههای کریپتوی از کار افتاده کرد. و مادر سارا که آخرین لحظه به ما ملحق شده بود، وحشتزده به نظر میرسید، چون فکر میکرد ما داریم درباره یک صحنه جرم واقعی صحبت میکنیم.
پنج نفر. یک عبارت. پنج معنی. و تک تک افرادی که سر میز بودند کاملاً مطمئن بودند که برداشت خودشان درست است. مادر سارا در نهایت پرسید: «کسی مرده؟» و این تقریباً مکالمه را تمام کرد.
آن شام اساساً دلیل نوشتن این مطلب است. تعداد کشتهها بسته به اینکه چه کسی و کجا آن را میگوید، تغییر میکند. از بودن در مکالماتی که هیچکس در مورد یک چیز صحبت نمیکند خسته شدهام، بنابراین تصمیم گرفتم تجزیه و تحلیل قطعی را بنویسم. هر معنا. هر زمینه. هر استدلال.
«شمارش اجساد» از کجا میآید؟
این عبارت قدیمیتر از آن چیزی است که اکثر مردم تصور میکنند. ریشه آن به ویتنام برمیگردد.
ژنرال وستمورلند مشکل روابط عمومی داشت. جنگ ویتنام بد پیش میرفت و آمریکاییها این را میدانستند. راهحل او به طرز زیبایی وحشتناک بود: سربازان کشتهشده دشمن را بشمارید و اعداد را در اخبار شبانه گزارش دهید. تعداد بالای اجساد به معنای پیروزی ماست. رسانهها با آن همراه شدند. والتر کرونکیت اعداد را میخواند. آمریکا هر شب هنگام شام «شمارش اجساد» را میشنید.
نکتهی جالب؟ ۶۱٪ از فرماندهان میدانی بعداً اعتراف کردند که تعدادشان را بیشتر از واقعیت اعلام میکردند. شغلها به تعداد بالای اجساد بستگی داشت، بنابراین مردم دروغ میگفتند. این معیار هیچ معنایی نداشت زیرا همه انگیزههایی برای بازی کردن با آن داشتند. من هر بار که کسی در مورد تعداد اجساد قرار ملاقاتش دروغ میگوید، به این فکر میکنم. همان پویایی، ریسکهای متفاوت، همان عدم اطمینان.
اخبار تلویزیون هنوز هم از آن به طور مستقیم استفاده میکند. تعداد کشتههای زلزله به ۲۰۰ نفر میرسد. تعداد کشتههای تیراندازی به ۱۲ نفر میرسد. بدون اصطلاحات عامیانه. فقط شمارش کشتهشدگان.

معنایی که همه در واقع به دنبال آن هستند
ببین، من میدانم چرا اینجا هستی. گوگل تو را فرستاده چون در یک مکالمه «شمارش تعداد افراد» را شنیدهای و مطمئن نبودی منظورش چیست. یا معنیاش را میدانی و میخواهی ببینی اینترنت در موردش چه فکری میکند. در هر صورت: در اصطلاحات عامیانهی قرار ملاقات، شمارش تعداد افراد نشان میدهد که با چند نفر خوابیدهای.
تیکتاک این موضوع را به یک موضوع مهم تبدیل کرد. این هشتگ بیش از ۷۰۰ میلیون بازدید داشت. مردم از خودشان فیلم میگیرند که این سوال را جلوی دوربین از شریک زندگیشان میپرسند. بعضی از زوجها به آن میخندند. بعضی دیگر آشکارا وحشتزدهاند. احتمالاً چند رابطه به خاطر آن به پایان رسیده است، که باعث شده محتوای عالی و سهشنبه شبهای وحشتناکی داشته باشد.
تعریف ساده به نظر میرسد اما اینطور نیست. چه چیزی مهم است؟ گروه دوستانم پارسال سر ناهار ۴۵ دقیقهای سر این موضوع بحث کردند. آیا رابطه شفاهی مهم است؟ آیا رابطه یک شبه که از نظر فنی تمام نشده مهم است؟ در مورد آن موقعیت دانشگاه که از نظر فنی فقط شوخی بود اما... پیچیده شد چطور؟ هیچکس موافق نیست. دو نفر میتوانند هم بگویند «پنج» و هم منظورشان کاملاً متفاوت باشد.
استاندارد دوگانه جنسیتی بخشی است که این سوال را به چیزی فراتر از یک سوال سرگرمکننده تبدیل میکند. یک مرد میگوید تعداد اعضای بدنش ۲۰ است و دوستانش با او دست میدهند. یک زن میگوید ۲۰ و با القابی که اینجا تکرار نمیکنم، مورد خطاب قرار میگیرد. من این موضوع را در مهمانیها، توییتر و بخش نظرات هر تیکتاک در مورد این موضوع به صورت زنده تماشا کردهام. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریها میگوید هر آمریکایی به طور متوسط ۷.۲ شریک جنسی داشته است. میانگین برای مردان حدود ۶ و برای زنان ۴ است، اگرچه محققان معتقدند که این اعداد تحریف شدهاند زیرا مردان تمایل دارند اعداد را به بالا و زنان به پایین گرد کنند. یک مطالعه نشان داد که ۴۱٪ از مردان و ۳۳٪ از زنان در مورد تعداد خود دروغ میگویند. بنابراین حتی آمارها نیز غیرقابل اعتماد هستند.
دادههای سطح ایالتی هم عجیب و غریب است. میانگین تعداد شرکا در لوئیزیانا ۱۵.۷ و در یوتا ۲.۶ است. یک کشور، دو سیاره متفاوت.
من یک بار با کسی قرار گذاشتم که در قرار دوم، قبل از اینکه حتی پیشغذا سفارش داده باشیم، از من تعداد اعضای بدنم را پرسید. من به او یک عدد دادم. او برای لحظهای ساکت شد و سپس گفت: «این خیلی زیاد است». ما قرار سومی نداشتیم. حالا که به گذشته نگاه میکنم، فکر نمیکنم مشکل از آن عدد باشد. فکر میکنم این واقعیت که او احساس میکرد حق دارد بر اساس آن در مورد من قضاوت کند، مشکلساز بود. یا شاید آن عدد واقعاً برای او خیلی زیاد بود. در هر صورت، مکالمه قبل از اینکه فرصتی برای شروع پیدا کند، چیزی را از بین برد.
یک مطالعه روانشناسی امروز از سال ۲۰۲۴ روی بیش از ۵۰۰۰ نفر در ۱۱ کشور، چیزی را نشان داد که مرا شگفتزده کرد: زمان وقوع رابطه، مهمتر از تعداد شرکا است. کسی که اخیراً ۱۲ شریک داشته، مانند کسی که در گذشته دور ۳۶ شریک داشته، دیده میشود. اگر این تجربیات مربوط به سالها پیش باشد، احتمال اینکه پاسخدهندگان با کسی که سه برابر این تعداد شریک دارد، قرار بگذارند، سه برابر بیشتر است. این مطالعه همچنین هیچ استاندارد دوگانه جنسیتی قابل توجهی در دادههای آنها پیدا نکرد، که با آنچه اکثر مردم تصور میکنند در تضاد است. اگرچه من میگویم تجربه دنیای واقعی در بخش نظرات تیکتاک داستان متفاوتی را روایت میکند.
این چیزی است که من واقعاً بعد از سالها تماشای این بحث در مورد آن فکر میکنم: این عدد هیچ چیز مفیدی در مورد یک فرد به شما نمیگوید. وفاداری را پیشبینی نمیکند. شخصیت را نشان نمیدهد. با موفقیت در رابطه همبستگی ندارد. کاری که میکند این است که به افراد نامطمئن دلیلی برای قضاوت میدهد و به افراد با اعتماد به نفس دلیلی برای بالا انداختن شانههایشان میدهد. شادترین زوجهایی که میشناسم هرگز این سوال را نپرسیدهاند.
منظور گیمرها از این حرف چیست؟
حس و حال کاملاً متفاوتی داره. تو بازی، شمارش اجساد یعنی کشتن. همین. رفیقم بعد از یه جلسه Warzone بهم پیام داد "دیشب ۱۵ تا جسد تو بازی بود" و من دقیقاً فهمیدم منظورش چیه. بدون هیچ ابهامی. بدون هیچ حس عجیبی. فقط داشت به خاطر یه مسابقه خوب لاف میزد.
هیچکس در مورد مناسب بودن شمارش اجساد در بازیها بحث نمیکند. هیچکس نگران استاندارد دوگانه نیست. تابلوی امتیازات عمومی است. عدد همان چیزی است که هست.
من بعضی وقتها Apex بازی میکنم و شمارش تعداد کشتهها سادهترین تعامل اجتماعی در بازی است. یا کشته میشدی یا نه. این تعداد عینی است. عمومی است. و تعداد بالا همیشه خوب است. باید خوب باشد که نسخهای از این عبارت را داشته باشیم که با اضطراب وجودی همراه نباشد.
برادرزادهی ۱۴ سالهام «شمارش بدن» را منحصراً در معنای بازی به کار میبرد. او هیچ ایدهای در مورد معنای قرار ملاقات نداشت تا اینکه دوست پسر خواهر بزرگترش در روز شکرگزاری آن را مطرح کرد. نگاهی که در چهرهاش افتاد وقتی متوجه شد بزرگسالان از اصطلاح بازی او برای بحث در مورد رابطه جنسی استفاده میکنند، واقعاً بینظیر بود. این سردرگمی نسلی، نمونهی کوچکی از کل مشکل این عبارت است. این عبارت همزمان در چندین جهان وجود دارد.
معنای رمزنگاری که هیچ کس در مورد آن نمی نویسد
این نسخهای از شمارش اجساد است که در فضاهای توییتری حوزه ارزهای دیجیتال و چتهای گروهی میشنوم اما تقریباً هیچوقت توضیحی در مورد آن در مقالات نمیبینم.
در دنیای ارزهای دیجیتال، تعداد کشتهها به تعداد پروژهها و افرادی که نابود شدهاند، گفته میشود. من در دسامبر ۲۰۲۲ در یک فضای توییتر نشسته بودم که شخصی داشت از روی لیست میخواند: Terra/Luna، از بین رفت. Three Arrows Capital، ورشکست شد. Celsius، پول همه را مسدود کرد. Voyager، ورشکست شد. FTX، معلوم شد که کلاهبرداری است. او سه دقیقه ادامه داد. شخصی در چت تایپ کرد "تعداد کشتهها همچنان در حال افزایش است" و این عبارت در ذهنم ماند.
«تعداد کشتههای آن کلاهبرداری چقدر بود؟» یعنی چند نفر کلاهبرداری شدند. «تعداد کشتههای بازار نزولی» یعنی چند پروژه در این سهماهه از بین رفتند. بیش از ۱۱ میلیون پروژه کریپتو تنها در سال ۲۰۲۵ شکست خوردند، البته اگر بتوان بیشتر آنها را پروژه نامید.
اهالی کریپتو به این موضوع میخندند، همانطور که سربازها به استقرارهای بد میخندند. طنز تلخ. وقتی میبینید که ۳۰،۰۰۰ دلار از پرتفویتان تبدیل به ۴،۰۰۰ دلار میشود (از من بپرسید از کجا میدانم)، جوک ساختن در مورد تعداد اجساد حس بهتری نسبت به خیره شدن به کیف پولتان در سکوت دارد. این استعاره نظامی بیشتر از هر کسی که راحت اعتراف میکند، با کریپتو همخوانی دارد.
در محیطهای شرکتی، تعداد افراد گاهی اوقات فقط به معنای تعداد افراد است. «تعداد افراد روی این پروژه چقدر است؟» به این معنی است که چند نفر روی آن کار میکنند. هیچکس این را در ایمیلها نمینویسد چون وحشتناک به نظر میرسد، اما من حداقل در سه جلسه در شرکتهای واقعی آن را شنیدهام. این جمله غیررسمی، تقریباً نامناسب و به نوعی قابل فهم برای همه است.
یک لایه دیگر در استفاده از ارزهای دیجیتال وجود دارد که فکر میکنم ارزش اشاره کردن را دارد. وقتی یک توکن جدید عرضه میشود و ظرف یک هفته ۹۹٪ سقوط میکند، افراد در CT (توییتر ارزهای دیجیتال) چیزی شبیه به «یکی دیگر برای شمارش اجساد» پست میکنند. این یک آمارگیری مداوم است که جامعه به طور غیررسمی نگه میدارد. در طول بازار نزولی ۲۰۲۲، شخصی در واقع یک صفحه گسترده از هر سقوط بزرگ را با تاریخها و مبالغ از دست رفته نگهداری میکرد. آنها آن را ردیاب شمارش اجساد نامیدند. تا پایان سال بیش از ۴۰ ورودی داشت. این نوعی کمدی سیاه است که وقتی کل یک صنعت به صورت زنده شاهد فروپاشی خود است، ایجاد میشود.
دنیای فیلم و تلویزیون هم نسخه خودش را دارد. عاشقان سینما مرگهای روی پرده سینما را میشمارند. کانالهای یوتیوب زیادی وجود دارند که به شمارش تعداد کشتهشدگان فیلمهای اکشن اختصاص داده شدهاند. تعداد کشتهشدگان جان ویک در چهار فیلم ۴۳۹ نفر است. اولین رمبو تعداد کشتهشدگانش یک نفر است. «اولین خون» از نظر فنی فیلمی درباره اختلال استرس پس از سانحه است، نه یک قتل عام، که هر کسی را که از دهه ۱۹۸۰ آن را تماشا نکرده است، شگفتزده میکند. این مجموعههای شمارش کشتهشدگان میلیونها بازدید دارند زیرا انسانها به طرز بیمارگونهای مجذوب آمار خشونت، حتی آمار تخیلی آن، هستند.

چرا این عبارت در رسانههای اجتماعی از بین نمیرود؟
چون تیکتاک یک سوال عجیب و غریب را به یک قالب محتوایی تبدیل کرد. از خودتان فیلم بگیرید که از دوست پسرتان تعداد اعضای بدنش را میپرسید. ببینید که صورتش در عرض دو ثانیه پنج حس مختلف را نشان میدهد. آن را پست کنید. ۴ میلیون بازدید بگیرید. تکرار کنید. این قالب جواب میدهد چون همه در مورد این موضوع کنجکاو هستند اما اکثر مردم در زندگی واقعی این سوال را نمیپرسند.
چیزی که باعث ادامهی این بحث میشود این است که هیچکس در بین نسلها با این موضوع موافق نیست. نسل والدین من در مورد این موضوع بحث نمیکند. تمام. نقطه. نسل من (نسل هزاره) بعد از چند نوشیدنی در مورد آن بحث میکند. نسل Z در پنج پیام اول در Hinge در مورد آن بحث میکند. اینها اساساً جهانبینیهای متفاوتی در مورد حریم خصوصی و رابطه جنسی هستند و وقتی در رسانههای اجتماعی با هم برخورد میکنند، محتوا ایجاد میشود.
و در پسِ همه اینها دلیل واقعی نهفته است: شمارش اجساد، بهانهای برای هر دعوای فرهنگی درباره سکس، جنسیت و آنچه «عادی» به نظر میرسد، است. طرفداران فرهنگ پاکدامنی از آن برای شرمسار کردن استفاده میکنند. طرفداران دیدگاه مثبت به سکس از آن برای رهایی استفاده میکنند. بقیه فقط گیج شدهاند که چرا ما هنوز داریم درباره یک عدد بحث میکنیم.
یادم میآید وقتی مگان ترینر در یک پادکست گفت که تعداد کشتههایش (همسرش) یک نفر است. چت گروهی من منفجر شد. نیمی از افراد گفتند "خوش به حالش". نیمی دیگر گفتند که از این بابت مغرور است. Ice Spice این را به عنوان آهنگش انتخاب کرد. دریک مرتباً به آن اشاره میکند. Ice-T در سال ۱۹۹۲ نام کل گروه متال خود را Body Count گذاشت که در مورد خشونت باندها بود، نه قرار گذاشتن. این عبارت مدام در حال تکرار است زیرا مدام واکنشهایی را ایجاد میکند. و در اینترنت، واکنشها تنها واحد پولی مهم هستند. تا زمانی که مردم نسبت به این کلمه احساساتی شوند، سازندگان به استفاده از آن ادامه خواهند داد. همه ما در این حلقه گیر افتادهایم و من راهی برای خروج از آن نمیبینم.
چگونه من به این سوال پاسخ میدهم (و شما ممکن است بخواهید چگونه این کار را انجام دهید)
بعد از آن فاجعهی قرار دوم که قبلاً به آن اشاره کردم، رویکردم را تغییر دادم. حالا وقتی کسی میپرسد، میگویم: «چرا میخواهی بدانی؟» منظور بدی ندارم. واقعاً کنجکاوم.
پاسخها همه چیز را به من میگویند. بعضیها میخندند و میگویند «فقط کنجکاوم». عالی، احتمالاً بیضرر. بعضیها میگویند «چون باید بدانم قرار است چه کاری انجام دهم.» برای من شخصاً یک علامت خطر بود. و یک بار، به طور خاطرهانگیزی، زنی گفت «چون میخواهم بدانم که آیا قرار است کسلکننده باشید یا نه.» صادقانه بگویم، این پاسخ بسیار خوبی بود.
شما این اطلاعات را به کسی بدهکار نیستید. جملهی «ترجیح میدهم عددی روی آن نگذارم» جواب میدهد. اگر احساس امنیت میکنید، صادقانه پاسخ دادن هم همینطور است. به نظر من تنها رویکردی که واقعاً بد است، دروغ گفتن است، زیرا رابطهای که بر اساس یک شمارهی جعلی ساخته شده باشد، رابطهای است که بر اساس این ایده بنا شده که خودِ واقعیِ شما کافی نیست.
تنها چیزی که واقعاً به آن اصرار دارم: دروغ نگویید. اگر احساس میکنید برای جلب توجه کسی باید عدد را بالا یا پایین ببرید، این موضوع نکتهی مهمی را در مورد پویایی که در حال ایجاد آن هستید به شما میگوید. رابطهای که از شما بخواهد گذشتهتان را تحریف کنید تا احساس پذیرفته شدن کنید، از قبل دچار مشکل است.
و راستش را بخواهید؟ افرادی که من میشناسم و در روابطشان از همه خوشحالترند، هیچ وقتی را صرف بحث در مورد تعداد اجساد نکردهاند و تمام وقتشان را صرف یادگیری نحوه برقراری ارتباط، مبارزه منصفانه و حضور در روزهای بد کردهاند. اما این باعث نمیشود که تیکتاک ویروسی شود، بنابراین ما تا ابد درگیر این مکالمه خواهیم بود.