امور مالی جاسازیشده چیست؟ راهنمایی برای پلتفرمها و فینتکها
خلاصهاش این است. امور مالی تعبیهشده به معنای یک سرویس مالی، پرداخت، وام، بانکداری، بیمه است که به جای قرار گرفتن در اپلیکیشن خود بانک، درون یک محصول غیرمالی قرار میگیرد. شما در جای خود میمانید. نیازی به هدایت به وبسایت بانک نیست. نیازی به فرم وامی در سایت دیگری که تا به حال اسمش را هم نشنیدهاید، نیست. پلتفرم خودش آن را مدیریت میکند.
رانندهای در یک اپلیکیشن تحویل غذا دکمهای را فشار میدهد و درآمدش فوراً به کارت نقدی واریز میشود. به تاجری که از طریق یک پلتفرم تجارت الکترونیک کالا میفروشد، همانجا در داشبورد، وام تجاری متناسب با سابقه فروش واقعیاش پیشنهاد میشود. نیازی به مراجعه به شعبه نیست. نیازی به انبوهی از کاغذبازی نیست. کل ایده همین است: خدمات مالی دقیقاً زمانی که کسی به آن نیاز دارد، درون نرمافزاری که به هر حال به آن اعتماد دارد، ظاهر میشود.
این حوزه، حوزههای وسیعتری را پوشش میدهد که اکثر مردم تصور میکنند. پرداختها مطمئناً تمام توجه را به خود جلب میکنند، اما وامدهی، حسابهای بانکی، بیمه، ابزارهای سرمایهگذاری و کارتهای برنددار نیز به این حوزه تعلق دارند. چیزی که آنها را به هم متصل میکند محصول نیست. آدرس است. نه اپلیکیشن یک بانک، بلکه نرمافزارهای خردهفروشی، اپلیکیشنهای درخواست خودرو، ابزارهای حسابداری، پلتفرمهای مراقبتهای بهداشتی. شرکتهایی که هیچ سابقهای در امور مالی ندارند، بیسروصدا به ارائهدهندگان فینتک تبدیل شدهاند، چه خودشان را فینتک بنامند چه نه.
این تغییر مدتی طول کشید تا شکل بگیرد. ده سال پیش، تاجری که به وام نیاز داشت وارد شعبه شد، فرمها را پر کرد و هفتهها منتظر ماند تا کسی امتیاز اعتباری او را بررسی کند که به سختی نشان میداد کسب و کار در آن ماه چگونه عمل میکند. اکنون پلتفرمی که از قبل فروش آن تاجر را مدیریت میکند، اطلاعات بیشتری را مشاهده میکند: درآمد در لحظه، نوسانات فصلی، و اینکه چه کسی در حال تغییر است. تبدیل این اطلاعات به یک تصمیم وامدهی چند دقیقه طول میکشد. این شکاف دادهها است، نه یک فناوری جدید و پر زرق و برق، که در واقع امور مالی تعبیه شده را به جلو میراند.
نحوه عملکرد امور مالی جاسازیشده در پشت صحنه
ساختن یک بانک از صفر واقعاً برای یک شرکت نرمافزاری گزینهی مناسبی نیست. بانکداری تقریباً به اندازهی یک صنعت، قانونمند است و یک مجوز، سالها و پول زیادی را قبل از اینکه به ثمر بنشیند، مصرف میکند. در عوض، پلتفرمها زیرساخت را قرض میگیرند.
تقریباً، مسیر به این شکل است:
- محصول مالی را انتخاب کنید. پلتفرم تصمیم میگیرد چه چیزی را تعبیه کند: پرداختها، خط وام، کارت نقدی، بیمه در هنگام پرداخت.
- با یک ارائهدهنده خدمات بانکداری به عنوان سرویس (BaaS) همکاری کنید. این شرکت لایه فناوری، APIها و ابزارهای انطباق را که پلتفرم را به زیرساخت مالی واقعی متصل میکند، تأمین میکند.
- ارائهدهنده BaaS با یک بانک حامی دارای مجوز همکاری میکند. بانک حامی، موسسه مالی تحت نظارت در زنجیره است. این بانک مجوز بانکداری واقعی را در اختیار دارد و مسئولیت قانونی محصول مالی مربوطه را بر عهده دارد.
- APIها قطعات را به هم متصل میکنند. اپلیکیشن پلتفرم، APIهای ارائهدهنده BaaS را فراخوانی میکند که تراکنشها را از طریق بانک حامی و شبکههای کارت یا ریلهای پرداخت تسویه میکنند.
- مشتری نهایی فقط برند پلتفرم را میبیند. یک راننده، فروشنده یا خریدار با یک رابط کاربری آشنا سر و کار دارد و معمولاً اصلاً نمیداند که یک بانک حامی در پشت آن وجود دارد.
جنبه مثبت: یک شرکت نرمافزاری بدون اینکه هرگز به بانک تبدیل شود، به سرعت پیشرفت میکند و بانک حامی همچنان نظارتهای نظارتی را بر حرکت پول حفظ میکند. مهندسان میتوانند ساعتهای خود را صرف جریان وام، دکمه پرداخت و طراحی کارت کنند. شخص دیگری، در سطوح پایینتر، با زیرساختهای تسویه حساب و قراردادهای شبکه کارت سروکار دارد.
اما یک نکته وجود دارد. قابلیت اطمینان در اینجا فقط به اندازه ضعیفترین حلقه است، و آن معمولاً ارائهدهنده BaaS یا بانک حامی است که پشت آن ایستاده است. بنابراین شریکی را انتخاب کنید که سابقه واقعی داشته باشد. همکاری با هر کسی که ارزانترین باشد، بعداً به ضرر شما تمام میشود.

امور مالی تعبیهشده در مقابل بانکداری باز در مقابل BaaS
این سه اصطلاح به جای یکدیگر استفاده میشوند، اما لایههای مختلفی از یک تغییر به سمت امور مالی تعبیهشده و مبتنی بر API را توصیف میکنند. بانکداری باز در مورد دسترسی به دادهها است: اجازه دادن به اشخاص ثالث برای خواندن اطلاعات حساب بانکی مشتری با رضایت آنها. امور مالی تعبیهشده در مورد ارائه محصول است: قرار دادن یک سرویس مالی در داخل یک برنامه غیرمالی. بانکداری به عنوان سرویس، لایه زیرساختی زیرین است، لولهکشیای که امور مالی تعبیهشده را از نظر فنی امکانپذیر میکند.
| مفهوم | چه کاری انجام میدهد؟ | چه کسی از آن استفاده میکند؟ | مثال |
|---|---|---|---|
| بانکداری باز | دادههای حساب را از طریق APIها با رضایت مشتری به اشتراک میگذارد | اپلیکیشنهای فینتک، ابزارهای بودجهبندی، وامدهندگان | یک اپلیکیشن بودجهبندی که تراکنشهای بانکی شما را ثبت میکند |
| امور مالی جاسازیشده | یک محصول مالی را در یک پلتفرم غیرمالی ارائه میدهد | تجارت الکترونیک، نرمافزار به عنوان سرویس (SaaS)، بازارها، پلتفرمهای گیگ | Shopify وامهای تجاری را در هنگام پرداخت ارائه میدهد |
| بانکداری به عنوان یک سرویس | زیرساخت دارای مجوز پشت محصولات تعبیهشده را فراهم میکند | ارائه دهندگان BaaS، بانک های حامی | لایه API که یک پلتفرم را به یک بانک حامی متصل میکند |
بانکداری باز میتواند محصولات مالی تعبیهشده را با دادههای بهتری تغذیه کند، برای مثال از تاریخچه تراکنشها برای تضمین وام فوری استفاده کند، اما این دو یک چیز نیستند. یک پلتفرم میتواند بدون هیچ گونه تماسی با دادههای بانکداری باز، امور مالی تعبیهشده را ارائه دهد.
انواع محصولات مالی جاسازیشده
خدمات مالی توکار (Embedded Finance) شامل چندین دسته از خدمات مالی میشود که هر کدام نیاز متفاوتی از مشتری را برطرف میکنند.
- پرداختهای جاسازیشده : پذیرش و پردازش پرداختها به صورت بومی درون یک برنامه یا جریان پرداخت، بدون هدایت به پردازنده شخص ثالث.
- وامدهی جاسازیشده : خطوط اعتباری، سرمایه در گردش یا وامهای اقساطی در محل فروش بر اساس دادههای تراکنش خود پلتفرم.
- بانکداری تعبیهشده به معنای صدور حسابهای تجاری یا شخصی، به همراه شمارههای مسیریابی و کارتهای نقدی، با برند تجاری به عنوان بخشی از پلتفرم است.
- بیمههای تعبیهشده، پوششهای مربوطه، بیمه حملونقل، محافظت از دستگاه و پوشش سلامت کارگران موقت را مستقیماً در جریان خرید یا پذیرش سازمانی قرار میدهند.
- سرمایهگذاری جاسازیشده به کاربران این امکان را میدهد که بدون ترک برنامه، پول خرد یا موجودی بلااستفاده خود را سرمایهگذاری کنند.
- کیف پولهای دیجیتال، موجودی فیات یا کریپتو، امتیازهای وفاداری یا ارزش ذخیره شده را درون خود پلتفرم ذخیره میکنند، بنابراین کاربران میتوانند فوراً و بدون نیاز به یک برنامه بانکی جداگانه، پول خود را خرج کنند.
- کارتهای برنددار، چه فیزیکی و چه مجازی، به اکوسیستم یک پلتفرم متصل میشوند و اغلب شامل بازگشت وجه نقد یا پاداشهایی مرتبط با هزینههای خاص آن پلتفرم میشوند.
پرداختها و وامهای توکار امروزه بالغترین دستهبندیها هستند، عمدتاً به این دلیل که پلتفرمها از قبل بر دادههای تراکنش غنیای متکی هستند که باعث میشود پذیرهنویسی سریعتر و دقیقتر از آنچه یک بانک سنتی میتواند از بیرون مدیریت کند، انجام شود. بیمه توکار و سرمایهگذاری در منحنی پذیرش خود زودتر هستند. آنها به مجوزهای تخصصیتری نیاز دارند و در مورد سرمایهگذاری، انطباق عمیقتری در مورد مناسب بودن و افشا دارند. به هر حال، هر دو به سرعت در حال رشد هستند، زیرا ارائه دهندگان BaaS آنچه را که از ابتدا ارائه میدهند، گسترش میدهند.
هر پلتفرمی به هر دستهبندی نیاز ندارد. یک ابزار SaaS برای شرکتهای ساختمانی ممکن است فقط به پرداختها و وامهای توکار نیاز داشته باشد. یک اپلیکیشن اقتصاد گیگ ممکن است بانکداری توکار را در اولویت قرار دهد تا کارگران بتوانند به جای انتظار در چرخه حقوق و دستمزد سنتی، فوراً حقوق خود را دریافت کنند.
نمونههای واقعی از امور مالی جاسازیشده
برخی از واضحترین نمونههای تأمین مالی جاسازیشده از شرکتهایی میآیند که اکثر خوانندگان روزانه از آنها استفاده میکنند.
- Shopify Capital مستقیماً در داشبورد Shopify، تأمین مالی مبتنی بر درآمد را به بازرگانان ارائه میدهد و با استفاده از دادههای فروش خود پلتفرم، پیشنهاد را در عرض چند دقیقه به جای چند هفته ارائه میدهد.
- اوبر پرداختها را در هر سفر و تحویل کالا تعبیه میکند. مسافران و رانندگان هرگز جزئیات کارت را به صورت دستی وارد نمیکنند یا مبالغی را خارج از برنامه تسویه نمیکنند.
- Toast Capital نمونه بارز وامدهی توکار است: رستورانها وامهای سرمایه در گردش را مستقیماً در سیستم فروش Toast دریافت میکنند که به صورت خودکار به عنوان درصدی از فروش روزانه بازپرداخت میشود.
- آمازون لندینگ (Amazon Lending) بر اساس سابقه فروش و معیارهای عملکرد، خطوط اعتباری را برای فروشندگان شخص ثالث در بازار آمازون گسترش میدهد.
- اپلیکیشنهای اقتصاد گیگی به طور فزایندهای به رانندگان و پیکها اجازه میدهند تا فوراً دستمزد خود را به کارت نقدی متصل به پلتفرم واریز کنند و جایگزین انتقال بانکی هفتگی سنتی شوند.
هر یک از این موارد از الگوی یکسانی پیروی میکنند: پلتفرمی با دادههای غنی و دست اول در مورد کاربرانش، آن دادهها را به یک محصول مالی تبدیل میکند که کاربر نمیتواند به راحتی آن را از جای دیگری تهیه کند. این موضوع به غولها نیز محدود نمیشود. پلتفرمهای عمودی کوچکتر، همان دستورالعمل را در کسری از مقیاس اجرا میکنند و صورتحسابهای تعبیهشده، پیشپرداخت حقوق یا بیمههای خرد را برای پایگاههای کاربری خاص ارائه میدهند که یک بانک سنتی هرگز زحمت ساخت یک محصول اختصاصی برای آنها را به خود نمیدهد. این یک برد در تجربه مشتری است که باعث میشود آن کاربران هرگز از گزینههای دیگر استفاده نکنند.
چرا کسبوکارها در حال پذیرش امور مالی جاسازیشده هستند؟
پلتفرمها به یک دلیل وارد حوزه خدمات مالی نمیشوند. این روند صعودی تقریباً به هر بخش از کسبوکار ضربه میزند، نه فقط به بخش درآمد.
- جریانهای درآمدی جدید: کارمزدهای مبادله، حاشیه سود وامدهی و ابزارهای مالی مبتنی بر اشتراک، به پلتفرمها درآمدی فراتر از محصول اصلیشان میدهند.
- وفاداری قویتر مشتری. هنگامی که جریان نقدی یک فروشنده یا درآمد یک راننده از طریق یک پلتفرم جریان مییابد، تغییر به یک رقیب بسیار مخربتر میشود.
- تجربه بهتر مشتری: حذف نیاز به ترک برنامه برای وام، پرداخت یا خرید بیمه، اصطکاک و رها کردن در هنگام پرداخت را کاهش میدهد.
- تصمیمات سریعتر و مبتنی بر داده. پلتفرمها میتوانند اعتبار را تضمین کنند یا بیمه قیمت را با دقت بیشتری نسبت به وامدهندگان خارجی تعیین کنند، زیرا آنها از قبل رفتار تراکنشها را در لحظه مشاهده میکنند.
برخی از تخمینهای صنعتی، بازار مالی تعبیهشده را امروزه تقریباً ۱۸۵ میلیارد دلار تخمین میزنند. برخی دیگر پیشبینی میکنند که این بازار میتواند تا اواسط دهه ۲۰۳۰ به ۱.۷۳ تریلیون دلار افزایش یابد. اعدادی از این دست همیشه مبهم هستند، اما مسیر مشخص است: پلتفرمها ارزش بیشتری را برای هر کاربر به دست میآورند و کاربران دقیقاً زمانی که به آن نیاز دارند، خدمات را دریافت میکنند. اکثر پلتفرمهای نرمافزاری مورد بررسی میگویند که قصد دارند در یک یا دو سال آینده یک پیشنهاد مالی تعبیهشده راهاندازی یا گسترش دهند، بنابراین فشار برای همگام شدن با این روند به این زودیها از بین نخواهد رفت.
چالشها و خطراتی که باید قبل از ادغام امور مالی در نظر گرفته شوند
امور مالی تعبیهشده یک قابلیت ساده نیست. پلتفرمهایی که به آن فکر میکنند باید چندین ریسک واقعی را بسنجند.
- انطباق با مقررات: حتی با وجود اینکه یک شریک BaaS بخش عمدهای از کارهای سنگین را انجام میدهد، پلتفرم همچنان مسئول نحوه بازاریابی و استفاده از محصولات مالی است.
- وابستگی به یک بانک حامی. از دست دادن موسسه مالی شریک در پشت صحنه، به دلیل خروج از مشارکت یا مواجهه با اقدامات نظارتی، میتواند محصولات مالی پلتفرم را با کمترین هشدار مختل کند. این اتفاق قبلاً برای چندین فینتک رخ داده است.
- تعهدات مربوط به کلاهبرداری و KYC: ارائه اعتبار یا حساب به معنای انجام تأیید هویت، بررسیهای ضد پولشویی و نظارت بر کلاهبرداری است که اغلب برای اولین بار انجام میشود.
- پیچیدگی صدور مجوز. پلتفرمهای چندحوزهای با مجموعهای از مقررات بانکی و وامدهی مواجه هستند که بسته به کشور و نوع محصول به شدت متفاوت است.
هیچکدام از اینها دلیلی برای اجتناب از تأمین مالی ادغامشده نیست. این دلیلی است که شرکا را با دقت انتخاب کنیم و از همان روز اول، انطباق را در نقشه راه بگنجانیم، نه اینکه بعداً آن را به برنامه اضافه کنیم. پلتفرمهایی که انطباق را به عنوان یک موضوع فرعی در نظر میگیرند، چیزی که فقط پس از شروع سوالات تنظیمکنندگان به آن میپردازند، معمولاً همانهایی هستند که رابطه بانک حامی خود را از دست میدهند و مجبور میشوند کل خط تولید را متوقف کنند تا زمانی که برای جایگزینی تلاش میکنند.

کریپتو و استیبل کوینها به عنوان یک لایه مالی تعبیهشده
بیشتر بحثهای مربوط به امور مالی تعبیهشده بر روی ریلهای بانکداری سنتی متمرکز است: ACH، شبکههای کارت، بانکهای حامی. اما ارزهای دیجیتال و استیبل کوینها در حال تبدیل شدن به یک لایه مالی تعبیهشده موازی هستند، به خصوص برای پلتفرمهایی که مشتریان یا بازرگانان بینالمللی برای تسویه حسابهای فرامرزی روزها در انتظار هستند.
پلتفرمی که پرداختهای کریپتو را در خود جای میدهد، بخش زیادی از مشکلات بانکهای حامی که در بالا توضیح داده شد را از بین میبرد. تسویه حساب با استیبل کوین به جای چند روز، در عرض چند دقیقه انجام میشود و چه مشتری در لاگوس باشد و چه در لسآنجلس، به یک شکل کار میکند. نیازی به مذاکره در مورد روابط بانکی جداگانه در هر بازار تحت پوشش نیست. برای پلتفرمهای تجارت الکترونیک و کسبوکارهای SaaS که در سطح جهانی گسترش مییابند، این موضوع میتواند بیش از هر ویژگی بانکداری سنتی اهمیت داشته باشد.
این خلائی است که یک درگاه پرداخت کریپتو مانند پلیسیو پر میکند. پلتفرمها میتوانند پذیرش پرداخت کریپتو و استیبل کوین، از جمله یک تجربه کیف پول دیجیتال بومی برای کاربران نهایی، را مستقیماً در پرداخت تعبیه کنند، بدون اینکه خودشان به یک فرستنده پول تبدیل شوند. این روش بسیار شبیه یک ارائه دهنده BaaS است که لایه انطباق را برای بانکداری سنتی تعبیه شده مدیریت میکند، فقط برای مجموعهای متفاوت از ریلها ساخته شده است.
آینده امور مالی جاسازیشده
تحلیلگران انتظار دارند که امور مالی نهفته به رشد خود ادامه دهد و از پرداختها و وامها فراتر رود و سه عامل آن را به این سمت سوق میدهد. شرکتهای SaaS عمودی، نرمافزارهایی که برای یک صنعت مانند رستورانها، ساختوساز یا مراقبتهای بهداشتی ساخته شدهاند، به افزودن ابزارهای مالی ادامه میدهند زیرا آنها از قبل گردش کار و دادههای پشت آن را در اختیار دارند. بانکهای حامی و ارائهدهندگان BaaS در ابزارهای انطباق با قوانین بهتر میشوند، که باعث میشود پلتفرمهای کوچکتر بتوانند محصولات مالی را بدون دخالت در تنظیمکنندهها، ارزانتر عرضه کنند. و انتظارات مردم نیز در حال تغییر است: آنها میخواهند پرداختها، اعتبار و بیمه فقط در صورت نیاز ظاهر شوند، نه به عنوان یک کار جداگانه که به روزشان اضافه شده است.
پلتفرمهایی که امور مالی را در هسته خود جای میدهند، به جای اینکه بعداً آن را به سیستم خود اضافه کنند، احتمالاً بیشترین ارزش را با رشد بازار به سمت محدوده تریلیون دلاری که تحلیلگران مدام در مورد آن صحبت میکنند، به دست خواهند آورد.
تجارت فرامرزی احتمالاً اوضاع را از این هم فراتر خواهد برد. پلتفرمهای بیشتری به مشتریان و بازرگانان در سراسر ارزهای مختلف و مناطق نظارتی مختلف به طور همزمان خدمات ارائه میدهند و فشار برای پشتیبانی از گزینههای تسویه حساب که در همه جا، نه فقط در سیستم بانکی یک کشور، کار میکنند، رو به کاهش نیست.