بینشهای FOMO: گذر از ترس از دست دادن فرصت در ارزهای دیجیتال
نوامبر ۲۰۲۱. یک نفر در X یک نمودار Solana با یک فلش و کلمه "اجتنابناپذیر" منتشر کرد. من با قیمت ۲۳۰ دلار خریدم. دو ماه بعد، قیمت ۸۰ دلار بود. در پایینترین قیمت، ۸ دلار. من SOL را نخریدم چون فناوری را میفهمیدم یا اکوسیستم آن را دوست داشتم. من آن را خریدم چون شمعهای سبز و افراد دیگری را دیدم که برنده میشدند و مغزم کاری را کرد که مغزها انجام میدهند: سر من فریاد زد که دارم از قافله جا میمانم.
این احساس یک اسم دارد. FOMO. ترس از دست دادن. و من مطمئنم که این برای سرمایهگذاران خرد بیشتر از هر هک، کلاهبرداری یا فروپاشی صرافیها هزینه داشته است.
مسئله این است که ترس از دست دادن (FOMO) فقط در دنیای ارزهای دیجیتال ظاهر نمیشود. شما آن را با اسکرول کردن اینستاگرام ساعت ۱ بامداد و تماشای تعطیلات ساحلی کسی حس کردهاید. وقتی همکارتان بهطور اتفاقی میگوید که قرارداد خرید خانه بسته شده است، آن را حس کردهاید. وقتی دوستی در مورد ترک شغلش برای سفر با کوله پشتی به آسیا پست میگذارد، در حالی که شما به یک فایل اکسل خیره شدهاید. چیزی که قبلاً حسادت گاهبهگاه بود و با ناهار از شرش خلاص میشدید، به یک اضطراب مداوم و کماهمیت تبدیل شده است که مستقیماً به جیب شما سرازیر میشود.
میخواهم توضیح دهم که FOMO واقعاً چیست، چرا افرادی که ارزهای دیجیتال را معامله میکنند، بیشتر از هر کس دیگری به آن آسیب میزنند، و چه چیزی پیدا کردهام که واقعاً به شما کمک میکند وقتی احساس میکنید که این حس به تدریج در شما نفوذ میکند.
معنی واقعی فومو (FOMO) چیست؟
یک محقق بازاریابی به نام دن هرمان اصطلاح FOMO را حدود سال ۲۰۰۰ ابداع کرد، هرچند هیچکس تا زمانی که رسانههای اجتماعی نادیده گرفتن این مفهوم را غیرممکن کردند، توجه زیادی به آن نکرد. در سال ۲۰۱۳، اندرو پرزیبیلسکی تعریف رسمی آن را در یک مقاله دانشگاهی منتشر کرد: «نگرانی فراگیر از اینکه دیگران ممکن است تجربیات ارزشمندی داشته باشند که فرد از آن غایب است.» که روشی بسیار دقیق برای گفتن این است که شما روی مبل خود نشستهاید و متقاعد شدهاید که همه زندگی بهتری دارند. FOMO از چیزی عمیقاً انسانی ناشی میشود: ترس از اینکه ممکن است چیزی را که همه از آن لذت میبرند، از دست بدهید.
خود این احساس باستانی است. اجداد شما احتمالاً چیزی شبیه به آن را تجربه کردهاند، زمانی که به نظر میرسید قبیله آن طرف رودخانه بهتر غذا میخورد. چیزی که تغییر کرده، مکانیسم ارائه خدمات است. شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، ایکس و تیکتاک، تصاویر منتخب میلیاردها نفر را مستقیماً و به صورت شبانهروزی در اختیار شما قرار میدهند. شما میبینید که کسی در شبکههای اجتماعی اسکرینشات نمونهکاری منتشر میکند که ۴۰۰٪ بازدهی را نشان میدهد. چیزی که نمیبینید، سه حسابی است که قبل از اینکه آن یکی درست شود، مسدود شدهاند. عکس غروب آفتاب بالی یک دوست را میبینید و احساس درد میکنید. موجودی کارت اعتباری که هزینه سفر را تأمین کرده است را نمیبینید. احساسات FOMO که هنگام بررسی رسانههای اجتماعی به شما دست میدهد، تصادفی نیستند. آنها نتیجه قابل پیشبینی یک شبکه اجتماعی هستند که برای نشان دادن آنچه از دست میدهید، طراحی شده است.
در سال ۲۰۲۱، تیمی که در مجله روانشناسی اجتماعی و بالینی منتشر شد، اعداد و ارقامی را در مورد چیزی که اکثر ما از قبل با تمام وجودمان حس میکردیم، منتشر کرد: صرف زمان بیشتر در رسانههای اجتماعی به معنای امتیاز بالاتر FOMO و رضایت کمتر از زندگی در کل جامعه بود. گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال بیشترین ضربه را متحمل شدند. و این حلقه بازخورد به شکلی زننده است که وقتی وارد آن میشوید، فرار از آن دشوار است. FOMO باعث میشود برنامه را باز کنید. باز کردن برنامه، FOMO بیشتری را تغذیه میکند. اینستاگرام و تیک تاک و ایکس همگی برای چرخاندن این چرخ ساخته شدهاند، زیرا تعامل، روشی است که آنها فضای تبلیغاتی را میفروشند. من این را به عنوان نوعی ادعای توطئه نمیگویم. به معنای واقعی کلمه، نحوه کار مدل درآمد است.

فومو و مغز شما
چیزی که به من کمک کرد خودم را به خاطر معاملات بد خودم ببخشم، فهمیدن این بود که وقتی دچار FOMO میشوم، واقعاً چه اتفاقی در سرم میافتد. این ضعف نیست. حماقت نیست. این آمیگدال شماست که کاری را که برای آن ساخته شده انجام میدهد: واکنش به تهدیدها.
آمیگدال شما بخشی از مغز است که سیگنالهای خطر را پردازش میکند. وقتی از کنار اسکرینشات کسی که ۵۰۰٪ از سکهای که هفتهی پیش تقریباً خریده بودید سود برده است، رد میشوید، مغز شما آن را به عنوان تهدیدی برای بقای شما تلقی میکند. نه به معنای واقعی کلمه، اما آبشار شیمیایی همان است. کورتیزول افزایش مییابد. ضربان قلب بالا میرود. قشر جلوی مغز، بخشی که قرار است به شما کمک کند تا واضح فکر کنید، اساساً برای چند دقیقه بررسی میکند. چیزی که در آن لحظه نمایش را هدایت میکند، همان سیستم عصبی ناشی از وحشت است که به انسانهای اولیه کمک میکرد تا از چیزهایی که دندان داشتند، پیشی بگیرند.
بنابراین وقتی افراد باهوش معاملات احمقانهی FOMO انجام میدهند، به این دلیل نیست که فراموش کردهاند چگونه فکر کنند. به این دلیل است که سختافزار تفکر موقتاً آفلاین بوده است. این تصمیم توسط همان سیستمی گرفته میشود که وقتی ماشینی بوق میزند به شما میگوید از جاده بیرون بپرید. با این تفاوت که در این مورد، ماشین یک ایموجی موشک است که توسط یک حساب کاربری ناشناس در یک گروه تلگرامی که سه روز پیش به آن ملحق شدهاید، ارسال شده است.
تنهایی، همه اینها را تشدید میکند. و منظورم این نیست که این را به شکل یک پوستر الهامبخش با دست تکان دهید. مطالعات روی اضطراب اجتماعی نشان داده است افرادی که احساس انزوا یا جدایی از تعاملات اجتماعی واقعی میکنند، در مقیاسهای FOMO به طور قابل توجهی امتیاز بالاتری کسب میکنند. افرادی که عزت نفس پایینتری دارند، احتمال بیشتری دارد که FOMO را تجربه کنند، زیرا طرد اجتماعی آنها را بیشتر تحت تأثیر قرار میدهد. تلفن به تنها وسیله ارتباط با دیگران تبدیل میشود. هر اعلان، ضربه کوچکی از حس تعلق است. هر اسکرول، یادآوری اتفاقاتی است که بدون شما میافتد، فرصتهای از دست رفته برای پیوند با دوستان و احساس تعلق داشتن. استفاده مشکلساز از رسانههای اجتماعی و چک کردن وسواسگونه گوشیهای هوشمند، یکدیگر را تقویت میکنند تا جایی که کنار گذاشتن آن برای ده دقیقه واقعاً سخت میشود. روانشناسی امروز مطلبی منتشر کرد که آن را "اضطراب عصر ارتباطات" نامید و صادقانه بگویم، این مطلب کاملاً درست بود.
آنچه تحقیق واقعاً میگوید
مقاله پرژیبیلسکی در سال ۲۰۱۳ دریچههای سیل را باز کرد. از آن زمان، همه از شرکتهای بازاریابی گرفته تا روانشناسان بالینی به FOMO (ترس از دست دادن) اشاره کردهاند، و صادقانه بگویم تصویری که در حال شکلگیری است، بدتر از آن چیزی است که انتظار داشتم.
Eventbrite در سال ۲۰۱۴ یک نظرسنجی انجام داد و دریافت که ۶۹٪ از نسل هزاره به طور منظم با تجربه FOMO دست و پنجه نرم میکنند. نه هر از گاهی. به طور منظم. افراد جوانتر به احتمال زیاد FOMO را تجربه میکنند، به خصوص کسانی که روزانه ساعتها در رسانههای اجتماعی وقت میگذرانند. یک مطالعه Credit Karma و Qualtrics از سال ۲۰۱۹، اهمیت ویژهای به آن بخشید: ۶۰٪ از نوجوانان گزارش دادند که چیزهایی را که نمیتوانستند از پس هزینه آن برآیند، خریدهاند، زیرا خرید شخص دیگری را به صورت آنلاین دیدهاند. برخی از محققان همچنین این رفتار را به ترس از گزینههای بهتر مرتبط دانستهاند، جایی که افراد احساس فلج شدن یا تکانش میکنند زیرا ممکن است همیشه معامله بهتری در گوشه و کنار وجود داشته باشد. حال تصور کنید که همین رفلکس به سکهای اشاره میکند که فقط در یک سهشنبه تصادفی ۵ برابر شده است.
گزارش تحلیل کمی رفتار سرمایهگذاران دالبار، که هر سال بهروزرسانی میشود، همچنان بر همین نکته تأکید دارد. سرمایهگذاران خرد که به دنبال بازدههای بالا هستند، سالانه تقریباً 30 درصد از استراتژیهای ساده خرید و نگهداری عقب میمانند. این یک اشتباه تایپی نیست. سی درصد، سال به سال. اگر این را در طول یک دهه ترکیب کنید، به تفاوت بین یک بازنشستگی راحت و شغل دوم در 65 سالگی میرسید.
| دادهها چه میگویند؟ | کی پیداش کرد؟ | چه زمانی |
|---|---|---|
| ۶۹٪ از نسل هزاره مرتباً FOMO را تجربه میکنند | ایونتبرایت | ۲۰۱۴ |
| FOMO با رضایت کمتر از زندگی مرتبط است | پرزیبیلسکی و همکاران | ۲۰۱۳ |
| ۶۰ درصد از نوجوانان به دلیل ترس از دست دادن فرصت (FOMO) چیزهایی را خریدهاند که توانایی خرید آنها را نداشتهاند. | اعتبار کارما / کوالتریکس | ۲۰۱۹ |
| کسانی که به دنبال عملکرد بالا هستند، خرید و نگهداری سهام را حدود 30 درصد در سال به تعویق میاندازند. | دلبر قابیل | ۲۰۲۳ |
| ۱ ساعت کاهش زمان استفاده از تلفن همراه در روز، اضطراب ترس از دست دادن (FOMO) را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. | دانشگاه تولدو | ۲۰۲۲ |
اولین باری که این مطالعه را خواندم، آخرین خط جدول توجهم را جلب کرد. یک ساعت. نه یک دوره سی روزه سمزدایی از تلفن همراه یا نقل مکان به یک کلبه در جنگل. فقط شصت دقیقه کمتر در روز با اسکرول کردن، محققان توانستند کاهش واقعی اضطراب مرتبط با FOMO را اندازهگیری کنند. من پاییز گذشته آن را به مدت دو هفته امتحان کردم و تفاوت در روز سوم قابل توجه بود.
ترس از دست دادن (FOMO) در کریپتو: جایی که گران میشود
اگر میخواستید محیط ایدهآلی برای پرورش ترس از دست دادن (FOMO) طراحی کنید، در نهایت به چیزی میرسیدید که بسیار شبیه بازار ارزهای دیجیتال است. این بازار هرگز بسته نمیشود. یک کوین میتواند سهشنبه ساعت ۳ صبح ۴۰ درصد افزایش قیمت داشته باشد، چون کسی یک میم (meme) پست کرده است. حسابهای کاربری ناشناس بدون نشان دادن پنج کیف پولی که اول خراب کردهاند، ۱۰ هزار درصد سود میکنند. ایلان ماسک یک ایموجی سگ توییت میکند و میلیاردها دلار جابجا میشود. بازار سهام محافظ و ساعت معاملاتی دارد. ارزهای دیجیتال هیچکدام را ندارند.
روند صعودی سالهای ۲۰۲۰-۲۰۲۱، ترس از دست دادن سرمایه (FOMO) را به یک رویداد بزرگ تبدیل کرد. بیتکوین از حدود ۱۰ هزار دلار به ۶۹ هزار دلار رسید. اتریوم تقریباً در همان بازه زمانی از ۲۰۰ دلار به ۴۸۰۰ دلار رسید. دوجکوین، کوینی که در ابتدا یک شوخی بود، به ۰.۷۳ دلار رسید. NFTها میلیونها دلار دست به دست میشدند. همه در توییتر داستانی در مورد چگونگی تبدیل ۵۰۰ دلار به سپرده مسکن داشتند. همکارتان که نمیتوانست توضیح دهد بلاکچین چیست، در اتاق استراحت SafeMoon را توصیه میکرد.
من شخصاً افرادی را میشناسم که در آن دوره وام مسکن دوم گرفتند. یک نفر در باشگاه ورزشی من، پول دانشگاه فرزندش را در سبدی از آلتکوینهایی که در فهرست پیگیری تیکتاک پیدا کرده بود، نقد کرد. اگر یک ساعت و یک تخته سفید به او میدادید، نمیتوانست توصیف کند که آنها چه کردند. او به خاطر اینکه فناوری را میشناخت، نخرید. او خرید کرد چون فکر اینکه تنها فرد در حلقهاش باشد که این چیز را از دست میدهد، برایش غیرقابل تحمل بود.
یک داستان همیشه با من است. در ماه مه ۲۰۲۱، قیمت دوج کوین (Dogecoin) به دلیل حضور ایلان ماسک در برنامه تلویزیونی «شنبه شب» (Saturday Night Live) در حال افزایش بود. همین انتظار، قیمت را برای چند روز قبل از پخش این قسمت بالا برد. میلیونها نفر در آن زمان در این برنامه شرکت کردند. سپس ماسک در برنامه حاضر شد و دوج کوین را «یک کلاهبرداری» نامید و قیمت آن در عرض ۲۴ ساعت ۳۰ درصد کاهش یافت. افرادی که هفته قبل، با ترس از دست دادن پول (FOMO) خریده بودند، چه کسانی بودند؟ اکثر آنها تا صبح دوشنبه کاملاً ناامید شده بودند. کسانی که سعی در کپی کردن آنها داشتند، ماهها قبل با کسری از قیمت به دست آورده بودند.
این بخشی از ترس از دست دادن فرصت (FOMO) است که هیچکس به اندازه کافی زود به شما هشدار نمیدهد. زمانی که این حس به شما دست میدهد و انگشتتان روی دکمه خرید قرار میگیرد، بخش سودآور معامله چند روز یا چند هفته پیش اتفاق افتاده است. شما در حال سوار شدن به موج نیستید. شما در حال سوار شدن به موج هستید.
ترس از دست دادن (FOMO) در مقابل ترس از عدم اطمینان (FUD): الاکلنگ احساسی
FOMO یک شریک رقص دارد و نام او FUD است. ترس، عدم اطمینان و شک. در حالی که FOMO فریاد میزند «قبل از اینکه از دستش بدهی، همین حالا بخر»، FUD فریاد میزند «قبل از اینکه همه چیز را از دست بدهی، همین حالا بفروش». آنها شما را در یک تیم قرار میدهند و در این کار بسیار ماهر هستند.
ترس و وحشت (FUD) از طریق همان کانالها منتقل میشود. کسی پست میکند که چین دوباره بیتکوین را ممنوع کرده است. یک ناشناس تصادفی ادعا میکند که از یک پروتکل سوءاستفاده شده است. یک اسکرینشات تار از یک «پیام داخلی فاششده» در تلگرام دست به دست میشود. فرقی نمیکند که درست، نیمهدرست یا کاملاً ساختگی باشد. آمیگدال شما به یک شکل واکنش نشان میدهد: برو بیرون، برو بیرون، برو بیرون.
این چرخهای است که خردهفروشی را زنده زنده میخورد. هیجان ایجاد میشود، ترس از دست دادن (FOMO) شروع میشود، شما نزدیک به سقف میخرید. اخبار بد پایین میآید، ترس از دست دادن (FUD) شروع میشود، شما نزدیک به کف میفروشید. تکرار کنید. من یکی از دوستانم را دیدم که این کار را سه بار بین ژانویه و آوریل 2022 انجام داد، هر بار متقاعد شده بود که منطقی عمل میکند. برخی از سرمایهگذاران بزرگ دقیقاً میدانند که این چگونه کار میکند. آنها روایتهای منفی را تا زمانی که قیمت به اندازه کافی پایین بیاید تا بتوانند خرید کنند، منتشر میکنند. سپس به حالت هیجان روی میآورند، خردهفروشیها در موج ترس از دست دادن (FOMO) جمع میشوند و در آن موج میفروشند. این روش مستند شده است. این روش جواب میدهد زیرا ما مدام در دام آن میافتیم.
| احساسات | ماشه | عملی که باعث آن میشود | نتیجه |
|---|---|---|---|
| ترس از دست دادن (FOMO) | دیدن سود دیگران | خرید وحشتزده نزدیک به سقف قیمتها | خرید بالا |
| ترس و وحشت | شایعات/اخبار منفی | فروش ناشی از وحشت در نزدیکی کف قیمتها | فروش با قیمت پایین |
| سیکل ترکیبی | هیاهو و ترس متناوب | خرید سقف، فروش سقف | از دست دادن پول |
چگونه با FOMO (استراتژیهای واقعی، نه کلیشهها) مقابله کنیم؟
من به شما نمیگویم که مراقبه کنید یا احساسات خود را بنویسید. وقتی ساعت ۲ بامداد است و انگشت شست شما روی دکمه خرید است، این کارها جواب نمیدهد. آنچه در ادامه میآید چیزی است که واقعاً به من و چند نفر از افرادی که به آنها اعتماد دارم کمک کرد.
نقشه سرد. وقتی بازار آرام است و ذهنتان آزاد است، یک برنامه یادداشتبرداری باز کنید و دقیقاً بنویسید که حاضرید چه چیزی بخرید، با چه قیمتی، با چه مقدار پول، و چه چیزی شما را به فروش میرساند. خاص باشید. دفعه بعد که قیمت یک کوین بالا رفت و چتهای گروهی شروع به شلوغی کردند، ابتدا آن یادداشت را باز کنید. اگر کوین در لیست شما نیست، برنامه را ببندید. من این کار را از اواخر سال ۲۰۲۲ شروع کردم و واقعاً بیشتر از هر الگوی نموداری یا اندیکاتوری که تا به حال انجام داده، برای من صرفهجویی کرده است.
DCA را فراموش کنید. میانگینگیری هزینه دلاری ذاتاً کسلکننده است. هفتهای ۵۰ یا ۱۰۰ دلار برای بیتکوین، اتریوم یا هر چیزی که واقعاً برای تحقیق در مورد آن وقت گذاشتهاید، تعیین کنید. خرید به طور خودکار اتفاق میافتد، چه بازار صعودی، چه نزولی یا خنثی باشد. شما تصمیمگیری در لحظه را متوقف میکنید. افرادی که از سال ۲۰۲۰ به DCA روی آوردهاند، نیازی ندارند که من به آنها بگویم این روش جواب میدهد. پرتفوی آنها قبلاً جواب داده است.
فید خود را پاک کنید. یک شب به لیست X دنبالکنندهام نگاهی انداختم و تک تک حسابهایی را که پستهایشان اسکرینشات میگرفت، آنفالو کردم. تک تک. این افراد دارند بردهایشان را به شما نشان میدهند چون به شما نیاز دارند تا چیزی را که از قبل دارند، بخرید. اگر جدول زمانی شما باعث اضطراب شما میشود، مشکل از جدول زمانی است، نه روانشناسی شما.
نمودار ماهانه را کوچک کنید. ترس از دست دادن (FOMO) روی کندل ۵ دقیقهای وجود دارد. نمای ماهانه هر کوینی را که شما را هیجانزده کرده است، بالا بکشید. آن جهش ۵۰ درصدی که همه از آن ناامید شدهاند؟ اغلب یک نقطه ضعف کوچک در روند بزرگتر است. کوین ممکن است هنوز ۸۰ درصد از بالاترین قیمت خود پایینتر باشد. وقتی بتوانید تصویر کامل را ببینید، خرید با وحشت غیرممکن است.
گوشی را در اتاق دیگری بگذارید. نه در حالت هواپیما، نه در حالت بیصدا. یک اتاق دیگر. اپلیکیشنهای صرافی را از صفحه اصلی خود حذف کنید. هشدارهای قیمت را از بین ببرید. مطالعه دانشگاه تولدو که قبلاً به آن اشاره کردم نشان داد که تنها یک ساعت کمتر استفاده از گوشی در روز، کاهش قابل توجهی در اضطراب مرتبط با FOMO ایجاد میکند. شصت دقیقه. این معادل پیادهروی در اطراف محله و نوشیدن یک فنجان قهوه است.
آزمون حماقت. کاری را که میخواهید انجام دهید با صدای بلند به کسی که معامله نمیکند بگویید. «من پنج هزار دلار روی یک سکه با طرح سگ میگذارم چون یک نفر در تلگرام گفته که قیمتش ۱۰۰ برابر میشود.» اگر شنیدن این جمله باعث میشود از تعجب شاخ درآورید، جواب خود را گرفتهاید.

فومو در مقابل جومو: روی دیگر سکه
جایی در چند سال گذشته، یک ایده متضاد شروع به رواج کرد: JOMO یا لذت از دست دادن. شبیه کلیشههای خودیاری به نظر میرسد، اما حرف من را بشنوید، چون هر چه بیشتر به آن تکیه کردم، نتایج بهتری گرفتم.
جومو (JOMO) تصمیم عمدی برای تماشای یک پامپ از حاشیه و احساس خوب داشتن در مورد آن است. حتی در مورد آن احساس خوبی دارم. زیرا به ازای هر کوینی که ده برابر شده و شما از دست دادهاید، بیست کوین وجود داشته که به سختی یا به آرامی از بین رفتهاند در حالی که دارندگان خود را متقاعد کردهاند که این کوین دوباره برمیگردد. وقتی صادقانه شروع به حساب کردن کنید، حرکات از دست رفته به اندازه حرکات قبلی دردناک نیستند.
من در سال ۲۰۲۶ خیلی بیشتر از سال ۲۰۲۱ JOMO را تمرین کردهام و پرتفوی من این را منعکس میکند. معاملات کمتر، ضررهای کوچکتر، و در واقع الان به جای اینکه ساعت ۴ صبح بیدار شوم و بایننس را چک کنم، تمام شب را میخوابم. هر پامپی برای من در نظر گرفته نشده بود. قبلاً مثل شکست بود. حالا بیشتر شبیه عقل سلیم است.
بخش دشوار ماجرا این است که هیچکس JOMO را علناً جشن نمیگیرد. شما هرگز توییتی ویروسی نخواهید دید که بگوید «امروز دست روی دست گذاشتم و حس فوقالعادهای داشتم.» هیچ گروه آلفای تلگرامی برای افرادی که تصمیم گرفتهاند تقلید نکنند، وجود ندارد. رسانههای اجتماعی فقط به عمل، ریسک و پیروزیهای مشهود پاداش میدهند. هیچ کاری نکردن از بیرون شبیه شکست به نظر میرسد، حتی اگر هوشمندانهترین بازیای باشد که در تمام ماه انجام دادهاید.