XRP در مقابل SWIFT: آیا ارز دیجیتال ریپل میتواند جایگزین پرداختهای جهانی شود؟
احتمالاً تا الان تیتر خبر را دیدهاید: سوئیفت، XRP را «روشن» کرد، ریپل بیسروصدا بانکداری جهانی را در پشت صحنه اداره میکند. این بیشتر سر و صدا است. با این حال، بررسی دقیق XRP در مقابل سوئیفت هنوز هم ارزشش را دارد، زیرا رابطه واقعی بین آنها کوچکتر و عجیبتر از آن چیزی است که در آن نسخه ویروسی به نظر میرسد. آنچه در ادامه میآید، مطالب تأیید شده را از گمانهزنیهایی که به عنوان اخبار فوری ارائه شدهاند، جدا میکند.
سوئیفت چیست و چگونه پول را جابجا میکند؟
مردم تصور میکنند که سوئیفت یک سیستم پرداخت است، اما این کاملاً درست نیست. در عوض، آن را به عنوان یک شبکه پیامرسانی در نظر بگیرید. بانکها از طریق آن دستورالعملهای امنی را برای یکدیگر ارسال میکنند و به یکدیگر میگویند که پول را جابجا کنند، اما سوئیفت هرگز در واقع خود وجوه را لمس نمیکند. حدود ۱۱۰۰۰ موسسه مالی در بیش از ۲۰۰ کشور از آن فقط برای هماهنگی این نقل و انتقالات استفاده میکنند.
خود پول از طریق بانکداری کارگزاری، یک مکانیسم کاملاً جداگانه، جابجا میشود. یک دستور پرداخت از بانکی به بانک دیگر منتقل میشود، هر بانک حسابی را در اختیار دارد و در صف بعدی قرار دارد، تا اینکه در نهایت به بانک گیرنده میرسد. هر انتقال زمان میبرد. به همین دلیل است که یک حواله میتواند از یک تا پنج روز کاری طول بکشد و به همین دلیل است که گاهی اوقات در هر مرحله از مسیر، کارمزدی کسر میشود.
یک کسب و کار کوچک آمریکایی را در نظر بگیرید که به یک تامین کننده در ویتنام پول پرداخت میکند. احتمالاً بانک فرستنده هیچ ارتباط مستقیمی با بانک گیرنده ندارد، بنابراین پرداخت از طریق یک یا دو واسطه که این روابط را دارند، انجام میشود. هر یک از آنها قوانین انطباق را بررسی میکند، سهم خود را برمیدارد و آن را منتقل میکند. هیچ یک از این موارد واقعاً تقصیر سوئیفت نیست، فقط پیام را منتقل میکند، اما سیستم بانکی کارگزاری که در اطراف آن ایجاد شده است، باعث کندی و هزینه بالای کل فرآیند میشود.
چرا سوئیفت تا این مدت طولانی دوام آورده است؟ چون تقریباً هر بانکی روی زمین از قبل به آن متصل است و از بین بردن زیرساختهایی که عمیقاً در آن تعبیه شدهاند برای هر رقیبی، از جمله XRP، وحشیانه است. همچنین، این سیستم در حالی که ریلهای رمزنگاری در اطراف آن ساخته میشوند، بیحرکت نمیماند. اعضا به سمت استاندارد پیامرسانی ISO 20022، فرمتی غنیتر برای دادههای پرداخت، سوق داده میشوند و یک طرح آزمایشی جداگانه برای یک دفتر کل مشترک مبتنی بر بلاکچین در حال انجام است که قرار است داراییهای توکنیزه شده را تسویه کند. ضمناً، آن دفتر کل بر روی CCIP چینلینک اجرا میشود و هیچ ارتباطی با XRP ندارد.
نقش XRP و ریپل در پرداختها چیست؟
اول، اصول اولیه. دفتر کل XRP یک بلاکچین عمومی است که برای تراکنشهای ارزان و سریع ساخته شده است و XRP ارز بومی آن است. از نظر فنی، شرکت ریپل مالک این دفتر کل نیست، اما نیروی اصلی پشت محصولات ساخته شده بر روی آن است. ریپلنت، یک شبکه پرداخت، پرچمدار این شبکه است.
نقدینگی بر اساس تقاضا (ODL) درون ریپلنت قرار دارد و این قطعهای است که کار واقعی را انجام میدهد. معمولاً یک بانک در هر کریدور ارزی که با آن مواجه میشود، حسابی را از قبل تأمین مالی میکند که این امر سرمایهای را که نمیتواند برای چیز دیگری استفاده کند، قفل میکند. ODL از این مرحله عبور میکند. یک ارز به XRP تبدیل میشود، در عرض چند ثانیه از یک مرز عبور میکند و در طرف دیگر به ارز دیگری تبدیل میشود.
بنابراین XRP اینجا نقش پل را بازی میکند. در این زمینه هیچکس آن را به خاطر خودش نگه نمیدارد. و صادقانه بگویم، سوال جالب هرگز این نبود که آیا یک تیتر خبری، مشارکتی را که وجود ندارد تأیید میکند یا خیر، بلکه این بود که آیا یک مدل دارایی پل مانند این میتواند به حجم واقعی SWIFT نزدیک شود یا خیر.
سال ۲۰۲۵ یک چیز قابل ذکر را تغییر داد: پرونده چند ساله کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) در مورد ریپل بالاخره بسته شد. این پرونده به تمام سوالات بیپاسخ در مورد نحوه برخورد حوزههای قضایی مختلف با XRP پاسخ نداد، به هیچ وجه، اما بسیاری از تردیدهایی که بانکها روی آن حساب کرده بودند، بیسروصدا ناپدید شد. شفافیت نظارتی، پذیرش را سریعتر از انتشار یک ویژگی جدید پیش میبرد.
ریپل همچنین چیزهایی فراتر از XRP را اجرا میکند. پروتکل Interledger شبکههای پرداخت مختلف را به هم متصل میکند تا ارزش بتواند بین آنها جابجا شود بدون اینکه همه به سیستمهای یکسانی نیاز داشته باشند. RLUSD، استیبل کوین مخصوص ریپل، نیز وجود دارد که بسته به نیاز بانک، در برخی راهروها در کنار XRP ظاهر میشود.

مقایسه سرعت، هزینه و ظرفیت XRP در مقابل SWIFT
اگر این دو را در کنار هم قرار دهیم، شکاف فنی واقعی به نظر میرسد، هرچند این اعداد چیزهای واقعاً متفاوتی را توصیف میکنند. سوئیفت یک لایه پیامرسان است که بر روی ریلهای بانکداری سنتی قرار دارد. ریپل یک دارایی تسویه حساب است که روی دفتر کل خود حرکت میکند.
| عامل | سوئیفت (بانکداری کارگزاری) | XRP (از طریق ODL) |
|---|---|---|
| زمان تسویه حساب | ۱ تا ۵ روز کاری | تقریباً ۳ تا ۵ ثانیه |
| هزینه معمول | ۱۰ تا ۵۰ دلار برای هر انتقال، به علاوه اسپرد فارکس | کسری از یک سنت برای هر تراکنش |
| پیشتامین مالی مورد نیاز | بله، حساب های nostro/vostro در هر راهرو | خیر، نقدینگی بر اساس تقاضا تأمین میشود |
| دسترسی به شبکه | حدود ۱۱۰۰۰ موسسه، بیش از ۲۰۰ کشور | دهها راهرو، در حال رشد اما بسیار کوچکتر |
| شفافیت | ردیابی محدود در لحظه برای فرستندگان | دفتر کل عمومی، قابل ردیابی در لحظه |
این اعداد سرعت و هزینه توضیح میدهند که چرا بانکها و شرکتهای حواله در مسیرهای پر اصطکاک به XRP توجه میکنند. با این حال، داستان ریچ متفاوت است. سوئیفت هنوز هم با اختلاف زیادی در آنجا برنده است و یک خط آهن سریعتر که چند ده جفت ارز را پوشش میدهد، به طور خودکار شبکه پیامرسانی متصل به تقریباً هر بانکی در کره زمین را تهدید نمیکند.
آیا SWIFT واقعاً از XRP استفاده میکند؟ جدا کردن واقعیت از هیاهو
دقیقاً همینجاست که بیشتر تیترها بیربط میشوند. بله، سوئیفت در حال ساخت زیرساخت بلاکچین است، یک پروژه دفتر کل مشترک برای تسویه داراییهای توکنیزه شده به صورت آنی، و دهها بانک در حال حاضر نسخههای آزمایشی آن را اجرا میکنند. اما این هیچ ربطی به XRP یا دفتر کل XRP ندارد. برخلاف آنچه نیمی از مطبوعات حوزه کریپتو میگویند، همپوشانی صفر است.
این بخشی است که در واقع به طعمه تبلیغاتی «سوئیفت از XRP استفاده میکند» تبدیل میشود: یک شرکت پرداخت به نام Thunes به شبکه سوئیفت متصل میشود و به طور جداگانه، به بانکها دسترسی اختیاری به محصولات نقدینگی ریپل میدهد، که XRP یکی از گزینههای دارایی پل در میان چندین گزینه است. این غیرمستقیم است. انتخابی. از طریق شخص ثالث هدایت میشود. با هر خوانش صادقانهای، نامیدن آن به عنوان یک همکاری رسمی سوئیفت-ریپل، اغراقآمیز است.
مدیران اجرایی خود ریپل در واقع در مورد این تمایز کاملاً صریح بودهاند، حتی در حالی که در جاهای دیگر در ملاء عام خوشبین به نظر میرسیدند. یکی از مدیران ارشد سابق سوئیفت پا را فراتر گذاشته و علناً ادعاهای مربوط به مشارکت قویتر را اغراقآمیز خوانده است. و برد گارلینگهاوس، مدیرعامل ریپل، صراحتاً گفته است که جاهطلبی واقعی این شرکت، دست دادن با سوئیفت نیست، بلکه رقابت برای بخشی از حجم نقدینگی است که امروزه از طریق کانالهای سنتی کارگزاری در حال حرکت است. یک هدف رقابتی که با صدای بلند اعلام شده است، نه یک قرارداد تأیید شده. بهتر است تا زمانی که چیز ملموستری حاصل نشده، دقیقاً به همین شکل با آن برخورد شود.
بخشی از این سردرگمی فقط به زمانبندی مربوط میشود. طرحهای آزمایشی دفتر کل مشترک سوئیفت و گسترش ODL ریپل هر دو در یک بازه زمانی در حال افزایش بودهاند، بنابراین نویسندگان تیتر، دو داستان نامرتبط را در یک خبر ادغام میکنند. بانکی که دفتر کل توکنسازی سوئیفت را به صورت آزمایشی اجرا میکند و یک فینتک که حوالهها را از طریق ODL مسیریابی میکند، هر دو میتوانند تحت عنوان «سوئیفت بلاکچین را میپذیرد» قرار گیرند، حتی اگر یکی هیچ ارتباطی با دیگری نداشته باشد. اگر تیتر را بخوانید و شرکتهای واقعی نام برده شده را ببینید، معمولاً اوضاع به سرعت حل میشود.
نقدینگی بر اساس تقاضا در ریپل چگونه کار میکند؟
اگر برندسازی را کنار بگذاریم، ODL به سه مرحله تقسیم میشود:
- پول فیات فرستنده به محض شروع پرداخت، با استفاده از یک ارائه دهنده نقدینگی یا صرافی، به XRP تبدیل میشود .
- XRP از دفتر کل XRP عبور کرده و به کشور یا موسسه گیرنده میرسد و معمولاً ظرف چند ثانیه تسویه میشود.
- XRP در بدو ورود به ارز محلی گیرنده تبدیل میشود ، بنابراین طرف گیرنده به هر ارزی که استفاده میکند، پول دریافت میکند.
از نظر تجاری، آنچه اهمیت دارد، اتفاقی است که نمیافتد. هیچ بانکی مجبور نیست روی یک حساب از پیش تأمینشده به هر ارزی که ممکن است روزی به آن نیاز داشته باشد، حساب کند. بانکداری کارگزاری دقیقاً همین را میخواهد، سرمایه پارک شده و هیچ کاری انجام نمیدهد، فقط برای اینکه مبادا انتقالی انجام شود. ODL این را با نقدینگی تأمینشده در لحظه جایگزین میکند.
این استدلالِ بهرهوری سرمایه، در واقع کل قضیهی ODL است که به یک ایده خلاصه میشود. بانکی که دهها کریدور ارزی را از طریق بانکداری کارگزاری اداره میکند، ممکن است میلیونها دلار در حسابهای نوسترو در سراسر جهان بلااستفاده بماند، پولی که هیچ درآمدی ندارد و نمیتواند در هیچ کجا استفاده شود. حتی تعداد انگشتشماری از کریدورهای با حجم بالا را به نقدینگیِ بر اساس تقاضا تغییر دهید، و آن سرمایه برای وامدهی واقعی آزاد میشود. یک بخش مالی بیشتر از هر میزان اشتیاق به بلاکچین به این موضوع اهمیت میدهد.
جایی که XRP در حال حاضر برای پرداختهای فرامرزی استفاده میشود
این فرضی نیست. تسویه حساب مبتنی بر XRP در یک مجموعه خاص و هنوز هم نسبتاً باریک از راهروها به صورت زنده انجام میشود:
- دلار آمریکا به پزو مکزیک ، که از طریق صرافی بیتسو، یکی از قدیمیترین کریدورهای ODL برای حوالههای ایالات متحده به مکزیک، انجام میشود.
- دلار آمریکا به پزو فیلیپین ، از طریق Coins.ph و SBI Remit، حوالههای ژاپن به فیلیپین (بهعلاوه ژاپن به ویتنام و ژاپن به اندونزی) را امکانپذیر میکند.
- راهروهای امارات متحده عربی ، از طریق شرکای بانکداری دیجیتال مانند زند بانک و مامو، برخی از مشتریان منطقهای جدیدتر ریپل.
- از اروپا به آمریکای لاتین ، از طریق اپلیکیشن One Pay FX سانتاندر، که برای بخشی از جریان انتقال بینالمللی خود از شبکه ریپل استفاده میکند.
- آمریکای شمالی ، از طریق CIBC، که از خطوط ریلی ریپل برای انتقالهای برونمرزی منتخب استفاده کرده است.
اینها مسیرهای واقعی و کارآمد هستند، نه تبلیغات مطبوعاتی. البته هنوز در مقایسه با ردپای جهانی SWIFT، فهرست کوتاهی هستند و هیچکدام از اینها به این معنی نیست که SWIFT خود پرداختها را از طریق XRP هدایت میکند.
حجم پرداختها در سراسر ریپلنت با بالغ شدن این کریدورها، همچنان در حال افزایش است. دلار آمریکا به پزو مکزیک و دلار آمریکا به پزو فیلیپین به طور مداوم این رشد را هدایت میکنند و دلیل آن هم مشخص است. حوالهها دقیقاً جایی هستند که ساختار هزینه سوئیفت بیشترین آسیب را به آنها میزند؛ کارگری که چند صد دلار را به خانه منتقل میکند، میتواند شاهد ناپدید شدن بخش زیادی از آن در کارمزدها و پراکندگی ارز خارجی در یک مسیر معمول باشد. این بخشی است که ریلهای مبتنی بر XRP بیشترین سود را میبرند.
آیا XRP جایگزین SWIFT خواهد شد؟
با بررسی دقیق گزارشهای معتبر، تقریباً هر بار به یک نقطه مشترک میرسیم: همزیستی، نه جایگزینی. چرا؟ چون مزیت سوئیفت هرگز واقعاً فنی نبوده، ساختاری است. هر بانک بزرگی از قبل به آن متصل است، رگولاتورها به آن اعتماد دارند و هزینه تغییر برای یک شبکه ۱۱۰۰۰ موسسهای بسیار زیاد است. با این حال، XRP نیازی به حذف هیچ یک از این موارد ندارد تا اهمیت پیدا کند. فتح تعداد انگشتشماری از کریدورهای خاص، هر جا که سرعت و بهرهوری سرمایه بر اینرسی قدیمی غلبه کند، بسیار زیاد است.
صادقانه بگویم، جاهطلبی عمومی ریپل کوچکتر از آن چیزی است که «جایگزینی سوئیفت» به نظر میرسد. گارلینگهاوس در مورد تصاحب بخش قابل توجهی از حجم نقدینگی جاری در بانکداری کارگزاری امروز صحبت میکند. سهمی رقابتی، نه تصاحب کامل نقش پیامرسانی سوئیفت. او این را با صدای بلند به عنوان یک هدف بیان کرده است و شایسته است که دقیقاً به همین شکل با آن برخورد شود، چیزی که ریپل به دنبال آن است، نه چیزی که قبلاً به آن دست یافته است.
این نسخه پایه است: سوئیفت لایه پیامرسانی را برای آینده قابل پیشبینی نگه میدارد. در عوض، XRP و داراییهای واسطهای مشابه، یکییکی از مسیرهای سنگین نقدینگی را حذف میکنند. کندتر از آنچه تیترها نشان میدهند، و کمتر چشمگیر هم هستند، اما شواهد در واقع این را تأیید میکنند.
به این فکر کنید که «جایگزینی» اصلاً به چه چیزی نیاز دارد. هر بانکی که در سوئیفت است، به دلیلی برای ترک زیرساختی نیاز دارد که از قبل کار میکند، مورد اعتماد تنظیمکنندگان است، و ریسک طرف مقابل مرتبط با یک دارایی بیثبات را به همراه ندارد. یک کریدور فقط زمانی به ریلهای مبتنی بر XRP روی میآورد که مزیت هزینه و سرعت به وضوح بر اینرسی غلبه کند، نه به این دلیل که یک جایگزین بلاکچین از نظر تئوری در جایی وجود دارد. این یک فرآیند فروش کریدور به کریدور است، نه یک تغییر واحد. به همین دلیل است که منحنی پذیرش به جای ناگهانی، تدریجی به نظر میرسد.

پرداختهای کریپتویی فراتر از XRP: گزینهای کاربردی برای کسبوکارهای امروزی
هر اتفاقی که در چند سال آینده برای SWIFT و XRP بیفتد، فعلاً بیشتر آن در حد حدس و گمان باقی میماند و کسبوکارهایی که پول را به صورت بینالمللی جابجا میکنند، فرصت صبر کردن برای فهمیدن این موضوع را ندارند. تأخیرها و کارمزدهای بانکی کارگزاری، مشکل امروز هستند.
پلیسیو مسیر مستقیمتری ارائه میدهد. این سیستم به بازرگانان اجازه میدهد تا همین الان پرداختهای ارز دیجیتال را در سطح جهانی بپذیرند، تسویه حسابها به جای چند روز، در عرض چند دقیقه انجام میشود، هیچ حساب از پیش شارژ شده یا کارمزد زنجیرهی کارگزاری وجود ندارد. این سیستم به هیچ نتیجهی خاصی از SWIFT-XRP وابسته نیست. این فقط یک راهحل کارآمد برای کسبوکارهایی است که به پرداختهای بینالمللی سریعتر نیاز دارند، در حالی که آن داستان زیرساخت بزرگتر همچنان در حال آشکار شدن است.
برای یک فروشگاه آنلاین که به مشتریانی در دوازده کشور مختلف فروش دارد، این تفاوت اصلاً انتزاعی نیست. سه تا پنج روز کاری انتظار برای تسویه حساب بانکی کارگزاری یا پرداخت هزینه ثابتی که حاشیه سود یک سفارش کوچک را کاهش میدهد، در هر فروش بینالمللی به سرعت افزایش مییابد. پذیرش کریپتو این زنجیره را کاملاً دور میزند و به جای مسیریابی از طریق انبوهی از بانکهای واسطه، مستقیماً تسویه حساب میکند.
نکات پایانی
اگر از هیاهوی تبلیغاتی بگذریم، تقابل XRP و SWIFT به داستانی واقعاً جالب تبدیل میشود: یک دارایی تسویه حساب سریع و ارزان که کاربرد واقعی خود را در مسیرهای خاص پیدا کرده و در کنار شبکه پیامرسانی که هنوز بیشتر دستورالعملهای پرداخت فرامرزی جهان را انجام میدهد، فعالیت میکند، نه از طریق آن. SWIFT در حال ناپدید شدن نیست و هیچ مدرک تأیید شدهای نشان نمیدهد که روی XRP کار میکند.
آنچه در واقع اتفاق میافتد، محدودتر و کندتر از آن چیزی است که ادعاهای ویروسی نشان میدهند. ریپل همچنان به ساخت ODL در هر راهرو ادامه میدهد، بانکها آن را در جایی که یک مشکل واقعی بهرهوری سرمایه را حل میکند، اتخاذ میکنند و SWIFT برنامههای بلاکچین خود را دنبال میکند که اصلاً شامل XRP نمیشود. داستان تصاحب دراماتیک نیست. فقط زیرساختها به روشی که معمولاً زیرساختها در حال تکامل هستند، تکامل مییابند: به طور ناهموار، و عمدتاً خارج از تیترها.