وب ۳ چیست و چرا باید به آن اهمیت دهید؟

وب ۳ چیست و چرا باید به آن اهمیت دهید؟

خب، یه چیزی هست که خیلی اذیتم می‌کنه. هفته‌ی پیش یه عکس تو اینستاگرام گذاشتم. خودم گرفتمش، ادیتش کردم، کپشنش رو نوشتم. و اینستاگرام... الان دیگه کل ماجرا مال خودشه؟ اونا انتخاب می‌کنن کی ببینتش. کنارش تبلیغ می‌کنن. من دل‌ها رو به دست میارم. اونا میلیاردها دلار درآمد دارن.

وحشی، درسته؟

حالا چیزی متفاوت را تصور کنید. همان عکس در شبکه‌ای قرار دارد که شما مالک بخشی از آن هستید. شما تصمیم می‌گیرید چه کسی از دارایی‌های شما پول در بیاورد. هیچ شرکتی نمی‌تواند حساب شما را سه‌شنبه به این دلیل که دوست دارد، مسدود کند.

اساساً این همان کاری است که وب ۳ سعی در انجام آن دارد. این کل جنبش برای بازسازی اینترنت است تا مردم عادی واقعاً مالک داده‌ها و چیزهای دیجیتالی خود باشند، نه اینکه همه آنها را در یک سینی نقره‌ای به شرکت‌های بزرگ فناوری تحویل دهند. فناوری بلاکچین، حداقل در تئوری، با خارج کردن کنترل از شرکت‌ها و بازگرداندن آن به افرادی که در وهله اول ارزش را ایجاد می‌کنند، این امر را ممکن می‌سازد.

ایده‌آل‌گرایانه؟ بله. اما پول واقعی در حال سرازیر شدن است. توسعه‌دهندگان واقعی در حال ساختن چیزهایی هستند. یکی از دوستان من سال گذشته شغل توسعه شرکتی خود را رها کرد تا تمام وقت به وب ۳ بپیوندد. بنابراین اجازه دهید توضیح دهم که این چیز واقعاً چیست، از کجا آمده است و اینکه آیا اصلاً باید الان به آن اهمیت دهید یا خیر.

از وب ۱.۰ تا وب ۳: چگونه به اینجا رسیدیم

خب، اینترنت یک شبه از خواب بیدار نشد و غیرمتمرکز نشد. مراحلی را طی کرد و راستش را بخواهید، نگاه کردن به آنها کمی خنده‌دار است.

وب ۱.۰؟ این اینترنت دهه ۹۰ بود. صفحات ثابت همه جا بودند. متن‌های چشمک‌زن که چشم‌ها را اذیت می‌کردند. صفحات طرفداران GeoCities که به نیروانا یا هر چیز دیگری اختصاص داده شده بودند. می‌توانستید به مطالب نگاه کنید و همین. پیتزا هات یکی از اولین صفحات سفارش آنلاین را در سال ۱۹۹۵ ایجاد کرد، اما هنوز هم باید پول را به پیک می‌دادید. یاهو و آلتاویستا اگر خوش شانس بودید به شما کمک می‌کردند چیزهایی را پیدا کنید. اساساً کل وب یک تابلوی اعلانات غول پیکر بود. شرکت‌ها مطالبی را منتشر می‌کردند. شما آن را می‌خواندید. پایان داستان.

سپس اواسط دهه ۲۰۰۰ از راه رسید و وب ۲.۰ همه چیز را زیر و رو کرد. حالا واقعاً می‌توانستید چیزهایی خلق کنید. فیس‌بوک به شما اجازه می‌داد زندگی‌تان را بیش از حد به اشتراک بگذارید. یوتیوب همه را به یک پخش‌کننده تبدیل کرد. توییتر به معنای واقعی کلمه به هر کسی که می‌خواست، یک بلندگو می‌داد. محتوای کاربر به سوختی تبدیل شد که کل دستگاه را به کار می‌انداخت. یادم می‌آید که فکر می‌کردم این واقعاً انقلابی است.

اما اینجاست که قضیه زشت می‌شود. تمام آن پلتفرم‌هایی که این ابزارهای جالب را در اختیار ما قرار دادند، تبدیل به برخی از قدرتمندترین دروازه‌بانان تاریخ بشر شدند. گوگل هر جستجویی را که تا به حال انجام داده‌اید، ردیابی می‌کند. فیس‌بوک روابط شما را نقشه‌برداری می‌کند. آمازون قبل از اینکه بفهمید چه چیزی می‌خواهید، می‌داند چه چیزی می‌خرید. شما محتوا را می‌سازید و آنها سود را به جیب می‌زنند.

بنابراین وب ۳ به عنوان پاسخی به تمام آن آشفتگی از راه می‌رسد. این وب به یک چیز سوم متکی است: مالکیت. نه فقط خواندن. نه فقط خواندن-نوشتن. خواندن-نوشتن-مالکیت. نکته این است که شبکه‌های بلاکچین می‌توانند در جایی که سرورهای متمرکز قبلاً بودند، وارد شوند و به شما اجازه دهند داده‌های خود، هویت خود و دارایی‌های دیجیتال خود را کنترل کنید. نیازی به واسطه نیست.

ویژگی وب ۱.۰ (دهه ۱۹۹۰) وب ۲.۰ (دهه ۲۰۰۰ تاکنون) وب ۳ (نوظهور)
نقش کاربر خواننده خالق مالک
محتوا صفحات استاتیک تولید شده توسط کاربر متعلق به کاربر
معماری سرورهای غیرمتمرکز پلتفرم‌های متمرکز شبکه‌های بلاکچین
کنترل داده‌ها صاحبان وب‌سایت شرکت‌ها (گوگل، متا) کاربران انفرادی
مدل درآمدی تبلیغات بنری تبلیغات هدفمند، فروش داده توکن‌ها، تبادل مستقیم ارزش
هویت ناشناس حساب‌های کاربری پلتفرم کیف پول‌های کریپتو
مدل اعتماد به ناشر اعتماد کنید به پلتفرم اعتماد کنید به کد اعتماد کنید

هیچ‌کدام از این‌ها هنوز به‌طور کامل اتفاق نیفتاده است. چه کسی می‌داند، ممکن است ده سال دیگر طول بکشد. اما اگر دقت کنید، روند کاملاً واضح است.

نحوه عملکرد وب ۳ (توضیح ساده فناوری)

من دیده‌ام که مردم به محض اینکه کسی می‌گوید «مکانیسم‌های اجماع توزیع‌شده» کاملاً حواسشان پرت می‌شود. چشم‌ها برق می‌زنند. بنابراین از این حجم از اصطلاحات تخصصی صرف‌نظر می‌کنم.

بلاکچین همان چیزی است که وب ۳ را به حرکت در می‌آورد. ساده‌ترین راه برای فکر کردن به آن: یک صفحه گسترده اشتراکی عظیم که توسط هزاران کامپیوتر به طور همزمان نگهداری می‌شود. هیچ کس مالک آن نیست. همه یک نسخه دارند. همه می‌توانند بررسی کنند که ورودی‌ها جعلی نیستند. وقتی یک ورودی جدید اضافه می‌شود، کل شبکه باید قبل از عبور، قانونی بودن آن را تأیید کند. به این ترتیب است که بدون دخالت هیچ شرکتی، اعتماد به دست می‌آورید.

قراردادهای هوشمند لایه بعدی هستند و صادقانه بگویم بخشی که وقتی برای اولین بار وارد این حوزه شدم، ذهنم را منفجر کرد. آنها برنامه‌های کوچکی هستند که روی بلاکچین قرار دارند و در صورت برآورده شدن شرایط، به طور خودکار اجرا می‌شوند. فرض کنید من و شما توافق می‌کنیم: شما ۱ اتر به من پرداخت می‌کنید، من یک فایل طراحی تحویل می‌دهم. یک قرارداد هوشمند کل این تبادل را مدیریت می‌کند. کد اجرا می‌شود، انتقال وجه انجام می‌شود. انجام شد. هیچ سرویس سپرده‌ای وجود ندارد. هیچ پی‌پالی از بالا سرک نمی‌کشد.

توکن‌ها و ارزهای دیجیتال در رتبه‌های بعدی قرار دارند. توکن‌ها اساساً موتور محرک وب ۳ هستند. آن‌ها می‌توانند پول (ETH، SOL)، سهام مالکیت در یک پروژه، حق رأی در یک سازمان، یا حتی مجوزهای دسترسی به یک جامعه انحصاری باشند. کریپتو فقط نوع خاصی از توکن است که به عنوان پول در شبکه‌های بلاکچین عمل می‌کند.

و بعد کیف پول‌ها. کیف پول Web3 شما مانند هویت و حساب بانکی شما که با هم ترکیب شده‌اند، کار می‌کند. به جای اینکه همه جا با ایمیل و رمز عبور وارد شوید، فقط کیف پول خود را متصل می‌کنید. این کیف پول، توکن‌ها، NFTها، تاریخچه تراکنش‌ها و همه چیز شما را ذخیره می‌کند. MetaMask و Phantom احتمالاً محبوب‌ترین کیف پول‌های موجود هستند. شما کلیدها را نگه می‌دارید، بنابراین هیچ کس نمی‌تواند حساب شما را مسدود کند. اما روی دیگر سکه چیست؟ هیچ کس هم نمی‌تواند به شما در بازیابی آن کمک کند. عبارت بازیابی خود را گم کرده‌اید؟ شانس سختی دارید.

نگاهی سریع به تاریخچه: گوین وود، یکی از بنیانگذاران اتریوم، اصطلاح واقعی "وب ۳" را در سال ۲۰۱۴ مطرح کرد. او آن را به این صورت خلاصه کرد: "اعتماد کمتر، حقیقت بیشتر". شما دیگر به شرکت‌ها برای بازی منصفانه اعتماد نمی‌کنید و به جای آن به ریاضیات رمزنگاری اعتماد می‌کنید. سرگئی نظروف از چین‌لینک نیز حرف مشابهی زده است، مبنی بر اینکه ضمانت‌های رمزنگاری به آرامی در حال نفوذ به عملیات تجاری روزمره در انواع صنایع هستند.

وب۳

کاری که اکنون می‌توانید در وب ۳ انجام دهید

خب، تئوری کافیه. الان واقعاً با این چیزا چیکار می‌تونی بکنی؟ بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی.

دیفای (DeFi)، مخفف امور مالی غیرمتمرکز (Decentralized Finance)، اساساً بانکداری بدون بانک است. آوه (Aave) به شما امکان می‌دهد ارزهای دیجیتال را به صورت همتا به همتا قرض دهید: سکه‌های خود را سپرده‌گذاری کنید، سود دریافت کنید یا در ازای آنچه از قبل دارید قرض بگیرید. یونی‌سواپ (Uniswap)؟ شما یک توکن را با توکن دیگری مبادله می‌کنید، هیچ صرافی متمرکزی در کار نیست. من خودم احتمالاً ده‌ها بار در این مرحله از یونی‌سواپ استفاده کرده‌ام. خیلی روان نیست، اما کار می‌کند. و نکته همین است.

بعد از اینکه تب و تاب عکس پروفایل فروکش کرد، NFTها شهرت بدی پیدا کردند. کاملاً درست است. اما فناوری زیرین آن واقعاً محکم است و مردم با آن کارهای واقعی انجام می‌دهند. نوازندگان آلبوم‌ها را مستقیماً به طرفداران می‌فروشند بدون اینکه ناشر بیشترین سهم را ببرد. توسعه‌دهندگان بازی اقلامی می‌سازند که بازیکنان واقعاً مالک آنها هستند و می‌توانند به سایر بازیکنان بفروشند. هنرمندان هر بار که اثرشان دست به دست می‌شود، حق امتیاز دریافت می‌کنند.

سازمان‌های خودگردان خودگردان (DAO) یکی از مفاهیم مورد علاقه من هستند. یک شرکت بومی اینترنت را تصور کنید که در آن مدیرعامل و هیئت مدیره‌ای وجود ندارد. اعضا با استفاده از توکن‌ها در مورد هر تصمیم بزرگی رأی می‌دهند. برخی از DAOها صندوق‌های سرمایه‌گذاری به ارزش میلیون‌ها دلار را اداره می‌کنند. برخی دیگر پروژه‌های متن‌باز و کالاهای عمومی را تأمین مالی می‌کنند. من فکر می‌کنم دنیای شرکت‌ها باید توجه بسیار بیشتری نسبت به الان به این مدل داشته باشد.

رسانه‌های اجتماعی غیرمتمرکز هنوز در مراحل اولیه هستند. واقعاً در مراحل اولیه. اما لنز پروتکل و فارکاستر در واقع در حال ساخت چیزی جالب هستند: پلتفرم‌هایی که در آن‌ها پست‌های شما، دنبال‌کنندگان شما، کل نمودار اجتماعی شما متعلق به خودتان است. تصمیم به ترک دارید؟ مخاطبان شما با شما می‌آیند. سعی کنید این کار را با توییتر انجام دهید. نمی‌توانید.

فضای ذخیره‌سازی نیز غیرمتمرکز می‌شود. Filecoin و Arweave فایل‌های شما را به جای انباشته شدن روی سرورهای آمازون، در یک شبکه توزیع‌شده پخش می‌کنند. اگر یک شرکت شرایط خدمات خود را تغییر دهد یا بازنویسی کند، داده‌های شما از بین نمی‌روند.

یک چیزی که به اندازه کافی در مورد آن صحبت نمی‌شود: بیمه پارامتریک. آربول از قراردادهای هوشمند برای پرداخت خودکار به کشاورزان استفاده می‌کند، زمانی که داده‌های هواشناسی نشان دهد خشکسالی یا سیل واقعاً رخ داده است. بدون ثبت ادعا. بدون انتظار برای ارزیابان. بدون تأخیر. صادقانه بگویم، این بخش کمترین ضرر را در وب ۳ دارد، زیرا یک مشکل واقعی و فوری را حل می‌کند.

دسته بندی وب۳ پروژه‌های نمونه چه چیزی را جایگزین می‌کنند
دیفای (وام‌دهی/معامله) آوه، یونی‌سواپ، کامپاند بانک‌ها، کارگزاری‌ها
NFTها (مالکیت دیجیتال) OpenSea، Zora، Sound.xyz واسطه‌های صدور مجوز
سازمان‌های خودگردان (DAO) (حاکمیت) MakerDAO، اسم‌ها، ENS DAO هیئت مدیره شرکت‌ها
رسانه‌های اجتماعی پروتکل لنز، فارکستر توییتر/ایکس، اینستاگرام
ذخیره‌سازی فایل کوین، آرویو AWS، گوگل کلود
هویت ENS، شناسه صنوبر ورود به سیستم از طریق ایمیل، ورود از طریق شبکه‌های اجتماعی
اوراکل‌ها (داده‌های دنیای واقعی) چین‌لینک تغذیه دستی داده‌ها
دنیاهای مجازی دیسنترالند، سندباکس پلتفرم‌های متاورس متمرکز

اگر می‌خواهید بدانید چیزی واقعی است یا نه، مسیر پول را دنبال کنید. a16z، یکی از بزرگترین شرکت‌های سرمایه‌گذاری خطرپذیر در سیلیکون ولی، ۲.۲ میلیارد دلار به استارتاپ‌های وب۳ تزریق کرد. توسعه‌دهندگان فعال وب۳ تا سال ۲۰۲۱ تقریباً دو برابر شدند و به حدود ۱۸۰۰۰ نفر رسیدند که تمام وقت مشغول ساخت و ساز بودند. این تعداد از آن زمان تاکنون متزلزل شده است، عمدتاً به این دلیل که هیاهوی آن فروکش کرده است. اما سازندگانی که باقی ماندند، به جای راه‌اندازی توکن با تم سگ پانزدهم، به سمت زیرساخت‌ها و حل مشکلات واقعی تغییر جهت دادند.

مزایای وب ۳ نسبت به وب ۲.۰

خب، پس چرا باید این کارها را انجام دهیم؟ برنامه‌های فعلی شما به خوبی کار می‌کنند، درست است؟ سوال خوبی است.

مالکیت داده‌ها برای من مسئله‌ی مهمی است. در حال حاضر داده‌های شما روی سرورهای شرکت قرار دارند. آنها آنها را استخراج می‌کنند، می‌فروشند و به مدل‌های هوش مصنوعی می‌دهند. شما با بیشتر این موارد موافق نبودید. در وب ۳، داده‌های شما در کیف پول شما یا در یک شبکه‌ی غیرمتمرکز باقی می‌مانند. شما انتخاب می‌کنید چه کسی آنها را ببیند. و می‌توانید هر زمان که بخواهید دسترسی را قطع کنید.

مقاومت در برابر سانسور تا زمانی که به آن نیاز پیدا نکنید، انتزاعی به نظر می‌رسد. اگر در جایی زندگی می‌کنید که دولت رسانه‌های اجتماعی را کنترل می‌کند، نمی‌توان یک پلتفرم غیرمتمرکز را با فراخواندن یک مدیرعامل یا توقیف یک سرور تعطیل کرد. کسی برای فشار آوردن وجود ندارد. فکر می‌کنم مردم در دموکراسی‌های پایدار، اهمیت این موضوع را دست‌کم می‌گیرند.

هیچ نقطه شکست واحدی هم وجود ندارد. یادتان هست وقتی AWS از کار افتاد و نیمی از اینترنت از کار افتاد؟ خیلی جالب بود. شبکه‌های بلاکچین داده‌ها را در هزاران گره پخش می‌کنند، بنابراین از کار انداختن یکی از آنها اساساً هیچ تاثیری بر بقیه ندارد.

شمول مالی چیزی است که من سال گذشته هنگام سفر به جنوب شرقی آسیا از نزدیک دیدم. میلیاردها نفر حساب بانکی ندارند. اما تلفن دارند. دیفای فقط به یک تلفن هوشمند و اینترنت نیاز دارد. همین. بدون کاغذبازی، بدون حداقل موجودی، بدون مراجعه به شعبه.

و زاویه شفافیت واقعی است. کد قرارداد هوشمند متن‌باز است و همینجا قرار دارد تا هر کسی بتواند آن را بخواند. هر تراکنش در یک دفتر کل عمومی است. می‌توانید نحوه عملکرد یک پروتکل DeFi را تا هر خط کد بررسی کنید. سعی کنید این کار را با بانک خود انجام دهید. یا واقعاً با هر برنامه‌ای روی تلفن خود. وقتی اینستاگرام نحوه عملکرد الگوریتم را تغییر می‌دهد، به شما نمی‌گوید. با یک قرارداد هوشمند خوب ساخته شده، قوانین درست همانجا هستند.

مشکلاتی که وب ۳ هنوز حل نکرده است

ببینید، من سال‌هاست که در مورد وب ۳ تحقیق می‌کنم. واقعاً آن را دوست دارم. اما اگر در مورد مشکلاتش صحبت نکنم، به شما دروغ گفته‌ام. و مشکلات زیادی وجود دارد.

استفاده از وب ۳ به عنوان یک فرد عادی دردناک است. راه‌اندازی کیف پول، نوشتن عبارت بازیابی، محاسبه هزینه‌های گس، کلیک کردن روی تایید تراکنش‌هایی که هیچ معنایی ندارند. گیج‌کننده و راستش را بخواهید کمی ترسناک است. ارز دیجیتال را به آدرس اشتباهی ارسال کرده‌اید؟ از دست رفته. برای همیشه. عبارت بازیابی خود را گم کرده‌اید؟ همان. هیچ شماره ۱-۸۰۰ برای تماس وجود ندارد. هیچ‌کس برای کمک نمی‌آید.

مقیاس‌پذیری هنوز به آن حدی که باید، نرسیده است. وقتی اتریوم شلوغ می‌شود، هزینه‌های گس (gas) سرسام‌آور می‌شوند. من شخصاً برای یک تراکنش ۱۰ دلاری، ۵۰ دلار کارمزد پرداخت کرده‌ام و می‌خواستم لپ‌تاپم را دور بیندازم. لایه دوم‌هایی مانند آربیتروم (Arbitrum) و بیس (Base) همه چیز را ارزان‌تر کرده‌اند، اما هنوز به آنجا نرسیده‌ایم.

کلاهبرداری‌ها. ای وای، کلاهبرداری‌ها. میلیاردها دلار از طریق سوءاستفاده‌ها، کلاهبرداری‌های اینترنتی، لینک‌های فیشینگ دزدیده شده است. کل ماجرای «بی‌اعتمادی» شما را از دست کسی که در دیسکورد دایرکت شما را متقاعد می‌کند روی یک لینک مشکوک کلیک کنید، یا از دست کد قرارداد هوشمند دارای باگ، نجات نمی‌دهد. انگار هر هفته یک پروتکل دیگر ته می‌کشد.

حداقل مسائل زیست‌محیطی بهتر شده‌اند. اتریوم در سال ۲۰۲۲ از اثبات کار به اثبات سهام منتقل شد و مصرف انرژی خود را چیزی حدود ۹۹ درصد کاهش داد. اما بیت‌کوین هنوز با اثبات کار به کار خود ادامه می‌دهد و اکثر افراد خارج از حوزه کریپتو هنوز فکر می‌کنند که کل فضا در حال جوشاندن کره زمین است.

مقررات؟ آشفتگی کامل. دولت‌ها در همه جا در حال ساخت و ساز هستند. برخی کشورها فرش قرمز پهن می‌کنند. برخی دیگر همه چیز را ممنوع می‌کنند. این نوع عدم قطعیت، کسب‌وکارها و توسعه‌دهندگان را از ورود به این عرصه واقعاً عصبی می‌کند.

و صادقانه بگویم؟ من فکر می‌کنم این بزرگترین مشکل است. اکثر مردم در حال حاضر به وب ۳ نیازی ندارند. ایمیل شما کار می‌کند. بانک شما کار می‌کند. چرا باید به آن تغییر داد؟ تا زمانی که این فناوری نامرئی نشود، تا زمانی که هیچ‌کس مجبور نباشد در مورد عبارات بازیابی یا هزینه‌های گس فکر کند، پذیرش عمومی اتفاق نخواهد افتاد. مردم اهمیتی نمی‌دهند که چه پروتکلی در پشت صحنه اجرا می‌شود. آنها به سریع و آسان بودن برنامه اهمیت می‌دهند. همین.

آیا بیت‌کوین وب ۳ است؟ اتریوم چطور؟

مردم دائماً این‌ها را با هم قاطی می‌کنند، پس بگذارید سعی کنم آن را حل کنم.

بیت‌کوین در سال ۲۰۰۹ ظهور کرد. پول دیجیتال غیرمتمرکز. در ساده‌ترین تعریف، بله، به عنوان وب ۳ محسوب می‌شود زیرا یک بلاکچین است که بدون هیچ مرجع مرکزی اجرا می‌شود. اما نکته اینجاست: بیت‌کوین ساخته شده تا طلای دیجیتال و یک سیستم پرداخت باشد. برای برنامه‌ها یا اپلیکیشن‌های پیچیده ساخته نشده است. یک کار انجام می‌دهد و آن را به خوبی انجام می‌دهد.

اتریوم در سال ۲۰۱۵ از راه رسید و آن زمانی بود که وب ۳ واقعاً به یک پدیده تبدیل شد. قراردادهای هوشمند بازی را به کلی تغییر دادند. ناگهان شما می‌توانستید برنامه‌های غیرمتمرکز، پروتکل‌های DeFi، بازارهای NFT، DAOها و همه این‌ها را بسازید. تقریباً هر چیزی که مردم وقتی «وب ۳» را می‌شنوند به ذهنشان خطور می‌کند، یا روی اتریوم اجرا می‌شود یا روی زنجیره‌ای اجرا می‌شود که برای کار خوب با آن طراحی شده است.

زنجیره‌های دیگری که ارزش دانستن دارند: سولانا (Solana) به سرعت و تراکنش‌های ارزان اهمیت زیادی می‌دهد. پولیگان (Polygon) و آربیتروم (Arbitrum) به عنوان راه‌حل‌های لایه دوم، بر اتریوم (Ethereum) سوار می‌شوند و اساساً استفاده از آن را ارزان‌تر می‌کنند. بیس (Base)، که کوین‌بیس (Coinbase) آن را ساخته است، به عنوان یک راه ورود مناسب‌تر برای مبتدیان، در حال پیشرفت است.

ساده‌ترین راه برای بیان رابطه‌ی کریپتو در مقابل وب ۳ این است: تمام وب ۳ روی زیرساخت کریپتو اجرا می‌شود، اما تمام کریپتوها وب ۳ نیستند. تفاوت را می‌بینید؟ بیت‌کوینی که در یک کیف پول قرار دارد، فقط یک ارز دیجیتال است. یک قرارداد هوشمند روی اتریوم که یک پروتکل وام‌دهی را اجرا می‌کند؟ این وب ۳ در عمل است.

وب۳

چگونه با وب ۳ شروع کنیم

به اندازه کافی کنجکاو هستید که خودتان را درگیر کنید؟ عالیه. به هزاران دلار نیاز ندارید. تقریباً، اصلاً. از چیزهای کوچک شروع کنید.

اولین کار: یک کیف پول بردارید. متامسک (MetaMask) اتریوم و بیشتر موارد مربوط به وب ۳ را مدیریت می‌کند. فانتوم (Phantom) همان چیزی است که همه برای سولانا (Solana) استفاده می‌کنند. هر دو افزونه مرورگر رایگان هستند. یکی را نصب کنید، یک حساب کاربری ایجاد کنید و عبارت بازیابی (seed phrase) خود را روی کاغذ واقعی بنویسید. نه روی برنامه یادداشت‌هایتان. نه روی اسکرین‌شات. کاغذ. آن را در جایی امن بچسبانید.

در مرحله بعد، کمی اتریوم یا سول بخرید. می‌توانید این کار را مستقیماً از طریق کیف پول یا از طریق کوین‌بیس انجام دهید. فقط مقداری را خرج کنید که از دست دادن کامل آن برایتان مشکلی ایجاد نکند. کاملاً جدی می‌گویم. به آن به عنوان پرداخت شهریه برای یادگیری چیز جدید فکر کنید.

پس برو یه چیزی رو امتحان کن. چندتا توکن رو توی یونی‌سواپ مبادله کن. یه NFT رایگان توی زورا ایجاد کن. توی یه پیشنهاد ENS DAO رأی بده. اینجا قرار نیست پولدار بشی. داری سعی می‌کنی حس کنی این ابزارها چه فرقی با نسخه‌های معمولی اینترنت دارن. این تجربه عملی از خوندن ده تا مقاله هم ارزون‌تره.

نکته آخر: در فضای بیرون مراقب خودتان باشید. هرگز عبارت بازیابی خود را با کسی به اشتراک نگذارید. هر پیام مستقیمی که نوید توکن‌های رایگان می‌دهد را نادیده بگیرید. سایت‌هایی را که واقعاً استفاده می‌کنید، نشانه‌گذاری کنید تا URLهای فیشینگ نتوانند شما را فریب دهند. و اگر چیزی نوید بازگشت تضمین‌شده را می‌دهد؟ فرار کنید. در وب ۳، این تقریباً ۱۰۰٪ مواقع یک کلاهبرداری است.

با شما رک و راست خواهم بود: چند بار اول برایتان ناخوشایند و کند خواهد بود. تراکنش‌ها برای تأیید به زمان نیاز دارند. هزینه‌های گس (gas fee) از ناکجاآباد ظاهر می‌شوند. پیام‌های خطا طوری نوشته می‌شوند که انگار توسط یک موجود فضایی نوشته شده‌اند. کاملاً طبیعی است. هر سال بهتر می‌شود اما هنوز هم کمی ناهموار است.

هر سوالی دارید؟

این یک نرم‌افزار است که در آن ارزهای دیجیتال، NFTها و سایر دارایی‌های دیجیتال خود را نگهداری می‌کنید. به عنوان ورود شما به برنامه‌های غیرمتمرکز نیز عمل می‌کند. تفاوت بزرگ با حساب بانکی: شما کلیدهای خصوصی را نگه می‌دارید، نه یک موسسه. متامسک (MetaMask) برای پلتفرم‌های مبتنی بر اتریوم (Ethereum) گزینه‌ی مناسبی است، فانتوم (Phantom) نیز سولانا (Solana) را پوشش می‌دهد.

آیا کاملاً جایگزین آن می‌شود؟ احتمالاً نه، حداقل نه در چند سال آینده. احتمال بیشتری وجود دارد که فناوری وب ۳ در چیزهایی که ما از قبل استفاده می‌کنیم، ریشه بدواند. شاید شما با یک کیف پول وب ۳ وارد یک وب‌سایت معمولی شوید. شاید یک پلتفرم اجتماعی شروع به ذخیره پست‌های شما در یک شبکه غیرمتمرکز در پشت صحنه کند. این یک تغییر ناگهانی نخواهد بود. بیشتر یک ترکیب آهسته است.

نه، این دو یکی نیستند. کریپتو در مورد کوین‌ها و توکن‌ها است. وب ۳ تصویر بزرگ‌تری است: برنامه‌های غیرمتمرکز، قراردادهای هوشمند، DAOها، NFTها، روش‌های کاملاً جدید برای ساخت خدمات اینترنتی از ابتدا. کریپتو را به عنوان موتور مالی در نظر بگیرید که وب ۳ را فعال نگه می‌دارد، اما خود وب ۳ فراتر از پول دیجیتال است.

اول یک کیف پول بردارید، MetaMask یا Phantom ساده‌ترین هستند. مقدار کمی ارز دیجیتال بخرید، چیزی که نتوانید از دست بدهید. بعد شروع به کار کنید: توکن‌ها را در Uniswap مبادله کنید، یک NFT ایجاد کنید، کمی تحقیق کنید. بهترین راه برای یادگیری، انجام دادن است. مبالغ را کم نگه دارید و اصول اولیه امنیتی را نادیده نگیرید.

بیت کوین یک شبکه رمزنگاری غیرمتمرکز است، بنابراین به معنای وسیع کلمه زیر چتر وب ۳ قرار می‌گیرد. اما نمی‌تواند قراردادهای هوشمند پیچیده و برنامه‌های غیرمتمرکزی را که وب ۳ را به آنچه هست تبدیل می‌کنند، اجرا کند. وقتی اکثر مردم در مورد وب ۳ صحبت می‌کنند، در واقع در مورد اتریوم و زنجیره‌هایی مانند آن صحبت می‌کنند.

برخی از موارد واقعی که می‌توانید همین الان امتحان کنید: Uniswap برای معاملات غیرمتمرکز، Aave برای وام‌دهی همتا به همتا، ENS برای نام‌های دامنه بلاکچین، Chainlink برای انتقال داده‌های دنیای واقعی به قراردادهای هوشمند، Filecoin برای ذخیره‌سازی فایل غیرمتمرکز و Decentraland که یک دنیای مجازی است که در آن کاربران واقعاً مالک زمینی هستند که در آن ساخت و ساز می‌کنند.

برای هر پروژه متفاوت است، اما موارد معمول عبارتند از کارمزد تراکنش، فروش توکن خود و برداشت کارمزدهای اندک پروتکل از فعالیت. مثلاً یونی‌سواپ از هر مبادله 0.3٪ کارمزد می‌گیرد. بازارهای NFT از هر فروش سهمی برمی‌دارند. برخی پروژه‌ها توکن‌های نظارتی خود را راه‌اندازی می‌کنند که در صورت جذب مخاطب، قیمت آنها افزایش می‌یابد. راستش را بخواهید، این خیلی با نحوه کار استارتاپ‌ها متفاوت نیست، فقط با توکن‌ها به جای سهام.

این اساساً تکامل بعدی اینترنت است که به جای سرورهای شرکتی، روی بلاکچین اجرا می‌شود. شما می‌توانید مالک داده‌ها و چیزهای دیجیتال خود باشید، نه اینکه همه چیز را به گوگل یا متا تحویل دهید. اجاره در مقابل مالکیت، این ساده‌ترین راه برای بیان آن است.

Ready to Get Started?

Create an account and start accepting payments – no contracts or KYC required. Or, contact us to design a custom package for your business.

Make first step

Always know what you pay

Integrated per-transaction pricing with no hidden fees

Start your integration

Set up Plisio swiftly in just 10 minutes.