پل های زنجیره ای چیست؟ راهنمای تفصیلی

پل های زنجیره ای چیست؟ راهنمای تفصیلی

در طول چند سال گذشته، چشم انداز بلاک چین های عمومی به طور قابل توجهی تکامل یافته است، با ظهور بسیاری از بلاک چین های جدید مبتنی بر قرارداد هوشمند، که نیاز به تعامل زنجیره ای در فضای رمزنگاری را برجسته می کند. پیشگامانی مانند بیت کوین و اتریوم به جریان اصلی نفوذ کردند اما به زودی با محدودیت هایی در سرعت، مقیاس پذیری و تراکنش های زنجیره ای مواجه شدند که مانع از پتانسیل کامل آنها شد. این منجر به ظهور راه حل های لایه 1 و لایه 2 شد که به مقیاس پذیری و سرعت پرداختند اما چالش های جدیدی مانند عدم ارتباط بین بلاک چین های مختلف را معرفی کردند.

ظهور بلاک چین های لایه 1 و 2 متعدد، که هر کدام دارای معاوضه ها و قابلیت های خاص خود هستند، آینده چند زنجیره ای را به واقعیت فعلی تبدیل کرده است. با گسترش اکوسیستم بلاک چین، نیاز فزاینده ای برای افزایش قابلیت همکاری در میان این شبکه های متنوع وجود دارد. توسعه دهندگان به سختی پروتکل های زنجیره ای و چند زنجیره ای را برای تسهیل این ارتباط ایجاد کرده اند و راهنما به اکوسیستم زنجیره ای می پردازد و اهمیت و طبقه بندی برنامه های کاربردی زنجیره متقابل را برجسته می کند.

اکوسیستم Web3 همچنین در حال تبدیل شدن به یک محیط چند زنجیره ای است، با برنامه های غیرمتمرکز که در زنجیره های مختلف بلاک چین و راه حل های لایه 2 پراکنده شده اند که هر کدام در رویکردهای امنیتی و اعتماد منحصر به فرد هستند. با چالش‌های مقیاس‌پذیری مداوم، انتظار می‌رود روند به سمت بلاک‌چین‌های بیشتر، از جمله راه‌حل‌های لایه ۲ و لایه ۳ و شبکه‌های ویژه برنامه ادامه یابد. با این حال، ناتوانی ذاتی زنجیره‌های بلوکی در برقراری ارتباط بومی، نیازمند راه‌حل‌های قابلیت همکاری قوی برای تحقق پتانسیل کامل این اکوسیستم چند زنجیره‌ای است. پروتکل‌های پیام‌رسانی متقابل زنجیره‌ای هستند که به قراردادهای هوشمند اجازه می‌دهند تا در سراسر مرزهای بلاک چین تعامل داشته باشند.

علی‌رغم پیشرفت‌های نوآورانه، پل‌های زنجیره‌ای متقابل، که برای قابلیت همکاری حیاتی هستند، هدف مکرر هکرها بوده‌اند و سؤالاتی در مورد ضرورت و امنیت آن‌ها ایجاد می‌کنند. این پل‌ها در منظره‌ای ضروری هستند که صدها زنجیره بلاک با ویژگی‌های متفاوت به‌صورت مجزا وجود دارند و قادر به برقراری ارتباط یا اشتراک‌گذاری داده‌ها نیستند. به عنوان مثال، کاربران اتریوم نمی توانند مستقیماً با شبکه بیت کوین تعامل داشته باشند و بالعکس. پل‌های زنجیره‌ای متقاطع برای اتصال این شبکه‌های متفاوت، امکان انتقال دارایی و اطلاعات را فراهم می‌کنند، بنابراین دسترسی چند زنجیره‌ای به پروتکل‌ها و برنامه‌های غیرمتمرکز ( DApps ) را تسهیل می‌کنند.

از آنجایی که دنیای بلاک چین به گسترش و تنوع خود ادامه می دهد، نیاز به پل های زنجیره ای متقابل و توسعه آن به طور فزاینده ای حیاتی می شود. آنها نه تنها به محدودیت‌های ذاتی بلاک‌چین‌های اولیه می‌پردازند، بلکه راه را برای آینده‌ای چند زنجیره‌ای مرتبط‌تر و کاربردی‌تر هموار می‌کنند، علی‌رغم چالش‌ها و نگرانی‌های امنیتی که باید به طور مداوم به آن پرداخته شود.

پل های زنجیره ای چیست؟

پل‌های زنجیره‌ای متقابل، که به عنوان پل‌های زنجیره بلوکی نیز شناخته می‌شوند، به عنوان زیرساخت حیاتی در اکوسیستم بلاک چین عمل می‌کنند و امکان انتقال یکپارچه دارایی و اطلاعات بین شبکه‌های مستقل را فراهم می‌کنند. این قابلیت همکاری بسیار مهم است، زیرا بلاک چین ها، مانند سیلوها، ذاتاً فاقد قابلیت ارتباط مستقیم هستند. به عنوان مثال، بیت کوین بومی (BTC) را نمی توان در شبکه اتریوم استفاده کرد و بالعکس، اتر (ETH) را نمی توان در شبکه بیت کوین استفاده کرد. این انزوا به شدت با سیستم‌های سنتی مانند بانکداری که قابلیت همکاری در آنها رایج‌تر است، در تضاد است.

افزایش محبوبیت پل های بلاک چین پاسخی مستقیم به گسترش اکوسیستم بلاک چین است. در ابتدا، کاربران عمدتاً به اتریوم برای برنامه‌های غیرمتمرکز (dApps) یا بیت‌کوین برای نقل و انتقالات با ارزش بالا متکی بودند. با این حال، محدودیت‌های موجود در بلاک چین‌های محبوب مانند اتریوم باعث توسعه پلتفرم‌های جدید با ارائه مزایایی مانند کارمزد تراکنش‌های کمتر و توان عملیاتی بیشتر شبکه شد. علی‌رغم این پیشرفت‌ها، موضوع قابل حمل بودن دارایی بین شبکه‌های بلاک چین قدیمی و جدیدتر یک مانع مهم باقی مانده است.

به عنوان مثال، انتقال وجوه از اتریوم به یک شبکه لایه 2 مانند Polygon به طور سنتی شامل تبدیل ETH به MATIC از طریق صرافی های متمرکز مانند Coinbase یا Binance ، قبل از انتقال آنها به شبکه Polygon است. این فرآیند هنگام انتقال وجوه به اتریوم به همان اندازه دشوار است. پل های زنجیره ای این مشکل را با ارائه مکانیسم ساده تری برای انتقال وجه بین شبکه های مختلف برطرف می کنند. از زمان راه اندازی یکی از اولین پل ها، Wanchain ، در سال 2018، پل های متعددی معرفی شده اند که هر کدام دارای معاوضه ها و موارد کاربری منحصر به فردی هستند.

این پل‌ها به‌عنوان یک «واسطه» عمل می‌کنند و انتقال توکن‌ها، اجرای قراردادهای هوشمند و تبادل داده‌ها بین دو زنجیره مستقل را تسهیل می‌کنند. به عنوان مثال، یک پل زنجیره ای متقابل می تواند استفاده از بیت کوین را در بلاک چین اتریوم با بسته بندی BTC فعال کند. این قابلیت همکاری به طور قابل توجهی تجربه کاربر را افزایش می دهد، نقدینگی را برای dApps افزایش می دهد و کارایی کلی دارایی را بهبود می بخشد.

با این حال، بلاک‌چین‌ها ذاتاً توانایی نظارت یا تعامل با شبکه‌های دیگر را ندارند، که هر کدام تحت مجموعه قوانین، ساختارهای حاکمیتی و عناصر فرهنگی خاص خود عمل می‌کنند. این فقدان ارتباطات بین بلاک چین مانع از فعالیت اقتصادی در اکوسیستم Web3 می شود، زیرا شبکه های ایزوله به طور موثر به عنوان اقتصادهای جداگانه بدون اتصال عمل می کنند.

برای درک اهمیت پل‌های زنجیره‌ای متقابل، می‌توان زنجیره‌های بلوکی را به قاره‌های مختلف که توسط اقیانوس‌های وسیع از هم جدا شده‌اند تشبیه کرد. هر قاره ممکن است منابع و قابلیت های منحصر به فردی داشته باشد، اما بدون زیرساخت برای اتصال آنها، مانند پل ها یا تونل ها، نمی توانند از نقاط قوت یکدیگر بهره مند شوند. به طور مشابه، با اتصال زنجیره‌های بلوکی متمایز و راه‌حل‌های مقیاس‌بندی، کل اکوسیستم می‌تواند از ویژگی‌های فردی هر شبکه استفاده کند و به دنیای دیجیتالی به هم پیوسته‌تر و پررونق‌تر منجر شود.

پل متقاطع زنجیره ای چگونه کار می کند؟

پل‌سازی زنجیره‌ای متقابل، یکی از اجزای ضروری قابلیت همکاری بلاک‌چین، معمولاً شامل قفل کردن یا سوزاندن دارایی‌های رمزنگاری در یک زنجیره و باز کردن یا برش آن‌ها در زنجیره دیگر می‌شود. این فرآیند که توسط قراردادهای هوشمند مدیریت می‌شود، برای عملکرد پل‌های زنجیره‌ای متقابل، که زنجیره‌های بلوکی مستقل را به هم متصل می‌کنند و امکان انتقال یکپارچه دارایی‌های دیجیتال را فراهم می‌کنند، مرکزی است.

بیشتر پل‌های زنجیره‌ای متقاطع از مدل‌های « Lock & Mint » یا « Burn & Release » استفاده می‌کنند. در روش Lock & Mint، توکن‌ها روی یک بلاک چین منبع قفل می‌شوند (زنجیره 1) و تعداد معادلی توکن جدید روی بلاک چین مقصد (زنجیره 2) ضرب می‌شوند. برعکس، روش Burn & Release شامل سوزاندن توکن‌ها در زنجیره 2 برای آزاد کردن یا باز کردن دارایی‌های اصلی در زنجیره 1 است و اطمینان حاصل می‌کند که مقدار و ارزش توکن‌ها در هر دو زنجیره ثابت می‌مانند.

در عمل، این فرآیند ممکن است به این صورت باشد: یک کاربر، آلیس، توکن A را به یک آدرس تعیین‌شده در یک بلاک چین منبع (مانند اتریوم) می‌فرستد، جایی که توسط یک اعتبارسنجی یا نگهبان قابل اعتماد قفل می‌شود. به همین ترتیب، مقدار مساوی از Token B در بلاک چین مقصد (مانند Polygon)، که آلیس می‌تواند از آن استفاده کند، استفاده می‌شود. اگر آلیس نیاز به بازگشت به توکن A داشته باشد، واحدهای توکن B باقیمانده سوزانده می شوند و توکن A به کیف پول اصلی خود باز می گردد.

پل های زنجیره ای فقط به انتقال رمز محدود نمی شوند. آنها همچنین می توانند تبدیل قراردادهای هوشمند و تبادل داده بین بلاک چین ها را تسهیل کنند. به عنوان مثال، بیت کوین (BTC) را می توان در یک قرارداد هوشمند قفل کرد تا مقداری معادل در بیت کوین پیچیده (wBTC) در شبکه اتریوم ایجاد کند و دارندگان بیت کوین را قادر می سازد با اکوسیستم اتریوم درگیر شوند.

این پل ها در انواع مختلفی از جمله « قفل و ضرابخانه »، « سوزاندن و نعناع » و « قفل و باز کردن » وجود دارند. هر نوع مکانیزم خاص خود را دارد اما به طور کلی حول محور قفل کردن، ضرب کردن و باز کردن قفل می چرخد تا از نقدینگی و سودمندی در شبکه های مختلف بلاک چین اطمینان حاصل کند.

علاوه بر این، پل‌های زنجیره‌ای متقابل می‌توانند قابلیت‌های پیام‌رسانی داده دلخواه را در خود جای دهند و نه تنها به انتقال توکن‌ها، بلکه هر نوع داده‌ای بین بلاک چین‌ها نیز اجازه دهند. این پل های توکن قابل برنامه ریزی، عملکردهای پیچیده تری مانند تعویض توکن، وام دهی، شرط بندی یا سپرده گذاری در یک قرارداد هوشمند در زنجیره مقصد را امکان پذیر می کند.

در اصل، پل‌های زنجیره‌ای متقاطع نشان‌دهنده یک زیرساخت حیاتی در اکوسیستم بلاک‌چین است که سودمندی توکن را افزایش می‌دهد و نقدینگی بین شبکه‌های متنوع را تسهیل می‌کند. توسعه آنها در رشد و کارایی دنیای بلاک چین نقش اساسی دارد و عملیات بلاک چین را به هم پیوسته تر و همه کاره تر می کند.

برخی از خطرات بالقوه استفاده از پل های زنجیره ای چیست؟

پل‌های زنجیره‌ای متقابل مزایای متعددی را برای اکوسیستم بلاک چین به ارمغان می‌آورند، با این حال بدون خطر نیستند، از جمله سرقت، نقص در عملکرد و حساسیت به هک. بیایید به برخی از آسیب پذیری های خاص مرتبط با پل های زنجیره ای بپردازیم:

  • خطر سرقت وجوه : در پل‌هایی که به متولیان اعتماد می‌شود، این خطر وجود دارد که این طرف‌ها به طور مخرب عمل کنند و وجوه کاربران را تصاحب کنند. برای کاهش این امر، برخی از پل‌ها از متولیان امر می‌خواهند که یک «اوراق» مالی ارائه کنند که در صورت بروز هرگونه تخلف قابل ضبط است.
  • مسائل مربوط به حیات عملیاتی : عملکرد یک پل زنجیره ای متقاطع به شدت به مشارکت فعال اعتباردهندگان یا متولیان وابسته است. اگر این احزاب نتوانند نقش خود را ایفا کنند، ممکن است پل غیرفعال شود و منجر به مشکلات احتمالی سانسور یا مسدود شدن دارایی های کاربران شود.
  • آسیب‌پذیری در برابر حملات مخرب : در حالی که پل‌های غیرمتمرکز تلاش می‌کنند الزامات اعتماد را به حداقل برسانند و امنیت را افزایش دهند، اما بی‌خطا نیستند. این پل ها اغلب از اوراکل ها و قراردادهای هوشمند برای انتقال دارایی استفاده می کنند، که با وجود مزایایی که دارند، از نقض امنیت مصون نیستند. قابل ذکر است، حوادث مهم هک مانند شبکه پولی 600 میلیون دلاری و حملات Wormhole 350 میلیون دلاری به سوء استفاده از نقاط ضعف در قراردادهای هوشمند نسبت داده شده است.

لیست پل های محبوب بلاک چین

پل های زنجیره ای نقش مهمی در افزایش قابلیت همکاری و نقدینگی در فضای کریپتو دارند. از جمله پل های قابل توجه می توان به Wormhole، Polygon Bridge، Harmony Bridge، Avalanche Bridge و Binance Bridge اشاره کرد.

Wormhole که اکنون با نام Portal شناخته می شود، یک پروتکل پیام رسانی است که چندین زنجیره از جمله Solana، Ethereum و غیره را به هم متصل می کند. علیرغم یک هک بزرگ، به دلیل اتصالات شبکه گسترده و هزینه های پایین تراکنش همچنان محبوب است. پورتال برای نظارت بر فعالیت پل و تأیید درخواست‌های کاربر، به اعتبارسنجی‌های ویژه‌ای که به نام Guardians شناخته می‌شوند، متکی است.

Polygon Bridge زنجیره جانبی Polygon را به شبکه اصلی اتریوم متصل می‌کند و انتقال توکن‌ها و NFT‌ها را با هزینه‌های پایین گاز و امنیت بالا تسهیل می‌کند. به طور مشابه، پل هارمونی با استفاده از پل LayerZero، امکان انتقال دارایی های دیجیتال بین شبکه های اتریوم، بایننس هوشمند و شبکه هارمونی را فراهم می کند.

Avalanche Bridge یک پروتکل برجسته برای انتقال توکن های ERC-20 بین زنجیره C Avalanche و Ethereum است. برای تسهیل این انتقال، از فرآیند قفل کردن، اعتبارسنجی و ضرب توکن های پیچیده استفاده می کند. Binance Bridge، از صرافی پیشرو Binance، یک پل زنجیره ای هوشمند Ethereum-BNB را ارائه می دهد که از طیف گسترده ای از تبدیل رمزها پشتیبانی می کند و هیچ کارمزد تراکنشی به غیر از کارمزد گاز بومی دریافت نمی کند.

رویکرد منحصر به فرد Polkadot شامل Parachains است، با زنجیره رله آن که امکان انتقال امن دارایی ها را بین آنها فراهم می کند. پل Polygon به دلیل ادغام با اتریوم و تمرکز آن بر هزینه های پایین و امنیت متمایز است. پل بهمن به دلیل سرعت خود مورد توجه قرار گرفته است و در میان مبتکران اولیه در این زمینه بود.

Portal Token Bridge ، علی‌رغم چالش‌هایش، یک تجربه تبادل زنجیره‌ای قوی ارائه می‌کند و تعداد قابل توجهی از تراکنش‌ها را با ارزش کل بالا قفل شده پردازش می‌کند. بیش از ده بلاک چین از جمله اتریوم، BNB Chain و Polygon را به هم متصل می کند. Avalanche Bridge از ChainBridge ChainSafe استفاده می کند و برای ایمن سازی پل به Relayers متکی است و یک لایه امنیتی اضافی را از طریق فرآیند رای گیری اضافه می کند.

هر یک از این پل‌ها با ویژگی‌ها و مکانیسم‌های امنیتی منحصربه‌فرد خود، کمک قابل‌توجهی به اکوسیستم بلاک چین می‌کنند و امکان انتقال یکپارچه دارایی‌ها را فراهم می‌کنند و عملکرد کلی و سیال بودن فضای کریپتو را افزایش می‌دهند.

لطفا توجه داشته باشید که Plisio همچنین به شما پیشنهاد می دهد:

فاکتورهای رمزنگاری را با 2 کلیک ایجاد کنید and اهدای کریپتو را بپذیرید

12 ادغام ها

6 کتابخانه های محبوب ترین زبان های برنامه نویسی

19 ارز دیجیتال و 12 بلاک چین